پیامهای کلیدی
-
برای افراد مبتلا به یک بیماری ژنتیکی پیشرونده تحت عنوان آتاکسی فردریش (Friedreich ataxia; FRDA)، که اعصاب و عضلات را تحت تاثیر قرار میدهد، مصرف دارو به مدت یک سال احتمالا تاثیری اندک تا عدم تاثیر بر میزان آتاکسی (مشکلات هماهنگی و تعادل) یا گفتار دارد، اگرچه احتمالا توانایی اندام فوقانی (توانایی در هماهنگی عملکرد بازوها، دستها و انگشتان) را بهبود میبخشد.
-
ما مطمئن نیستیم که مصرف دارو در افراد مبتلا به آتاکسی فردریش، تاثیری بر سلامت قلب، توانایی انجام کارهای روزانه یا پاسخ بدن به ورزش دارد یا خیر.
-
براساس شواهد موجود، مشخص نیست که داروها عوارض جانبی ایجاد میکنند یا خیر.
آتاکسی فردریش چیست؟
آتاکسی فردریش یک بیماری ارثی نادر است که اعصاب و عضلات را تحت تاثیر قرار میدهد و معمولا در دوران کودکی، بین 5 و 15 سالگی، ظاهر میشود. این بیماری در ابتدا باعث ایجاد حرکات غیرعادی میشود، که تا حد عدم تعادل در ایستادن و راه رفتن پیشرفت میکند و در اواخر نوجوانی یا اوایل بیست سالگی، بیمار وابسته به صندلی چرخدار میشود. این وضعیت میتواند با انحنای ستون فقرات (اسکولیوز)، بدشکلی پا (قوس زیاد پا) و مشکلات قلبی مرتبط باشد. با پیشرفت بیماری، لکنت زبان، مشکلات شنوایی، مشکلات در رفتن به سرویس بهداشتی، اسپاسم عضلانی، افسردگی، اضطراب و اختلالات بینایی شایع میشوند. مشکلات قلبی، علت مرگ زودرس در تقریبا دو-سوم افراد مبتلا به آتاکسی فردریش است.
معاینه بالینی و تستهای آزمایشگاهی برای قضاوت در مورد پیشرفت بیماری چندان مفید نیستند، که درک نتایج مطالعات انجامشده را با بیماران مبتلا به آتاکسی فردریش دشوار میکند.
گزینههای درمانی برای آتاکسی فردریش چه هستند؟
در حال حاضر هیچ درمانی برای آتاکسی فردریش وجود ندارد. داروهای مختلفی برای آن امتحان شدهاند. داروی جدیدی به نام اوماولوکسولون (omaveloxolone)، اخیرا در ایالات متحده و اروپا برای افراد بالای 16 سال مبتلا به آتاکسی فردریش تائید شده است.
ما به دنبال چه یافتهای بودیم؟
ما خواستیم بدانیم که کدامیک از داروهای آزمایششده در کارآزماییهای بالینی تصادفیسازیشده به بهبودی در زندگی افراد مبتلا به آتاکسی فردریش کمک میکنند. کارآزماییهای بالینی تصادفیسازیشده، مطالعاتی هستند که در آنها برخی افراد دارو و برخی دیگر دارونما (placebo) مصرف میکنند، مادهای است که هیچ فایده پزشکی ندارد اما شبیه داروی فعال به نظر میرسد. هیچیک از افراد درگیر در این مطالعه نمیدانند چه کسی دارو و چه کسی دارونما مصرف میکند.
این مطالعه سومین نسخه بهروز شده از یک مرور کاکرین است که نخستینبار در سال 2009 منتشر شد.
ما چهکاری را انجام دادیم؟
ما به دنبال کارآزماییهای بالینی تصادفیسازیشدهای بودیم که دارو را با دارونما در افراد مبتلا به آتاکسی فردریش مقایسه کرده و حداقل 12 ماه طول کشیدند. نتایج مطالعات را ترکیب کرده و براساس عواملی مانند روشهای انجام مطالعه و تعداد افراد واردشده، میزان اطمینان خود را به این شواهد ارزیابی کردیم.
ما به چه نتایجی رسیدیم؟
ما هشت مطالعه را یافتیم، که هفت مورد از آنها نتایج را پساز مصرف دارو یا دارونما به مدت 12 ماه گزارش کردند. مطالعات در مجموع شامل 574 نفر بودند که میانگین سنی آنها بین 18 و 35 سال گزارش شد. بیشتر شرکتکنندگان (68%) دچار آتاکسی شدید بودند، درحالیکه 32% آتاکسی متوسط داشتند.
مطالعات در اروپا، آمریکای شمالی و استرالیا انجام شدند. چهار مورد از آنها توسط صنعت داروسازی (یعنی توسط شرکتهایی که داروها را تولید میکنند) صورت گرفتند.
دو مطالعه از دارویی به نام آیدیبنون (idebenone) استفاده کردند، و هریک از مطالعات دیگر، داروی متفاوتی را بررسی کردند: co-Q10 با ویتامین E، اپویتین آلفا (epoetin alpha)، اوماولوکسولون، لریگلیتازون (leriglitazone)، پیوگلیتازون (pioglitazone) و RT001.
ما دریافتیم که پساز یک سال درمان، صرفنظر از اینکه بیماران دارو مصرف کردند یا دارونما، احتمالا تفاوتی اندک تا عدم تفاوت در سطح آتاکسی در افراد وجود داشت (7 مطالعه، 513 نفر).
ما مطمئن نیستیم که مصرف دارو تاثیری بر سلامت قلب (براساس اندازهگیری ضخامت عضله قلب) یا توانایی انجام کارهای روزانه یا نحوه امتیازدهی به افراد در تستهای ویژهای که برای اندازهگیری پاسخ بدن به ورزش طراحی شدند، دارد یا خیر.
ما دریافتیم که مصرف دارو پساز یک سال احتمالا توانایی اندام فوقانی را بهبود میبخشد (3 مطالعه (بررسی لریگلیتازون، اپویتین آلفا و اوماولوکسولون)، 166 نفر).
در مورد بیخطر بودن درمان، ما مطمئن نیستیم که این داروها عوارض جانبی بیشتری را نسبت به دارونما ایجاد میکنند یا خیر. ما دریافتیم که از نظر تعداد افرادی که مصرف دارو یا دارونما را متوقف کردند، یا تعداد افرادی که در طول سالهای انجام مطالعه فوت کردند (6 مطالعه، 313 نفر)، ممکن است تفاوتی اندک تا عدم تفاوت میان افرادی که دارو مصرف کردند یا دارونما، وجود داشته باشد.
محدودیتهای شواهد چه هستند؟
اطمینان ما به تاثیر دارو بر آتاکسی فقط در حد متوسط است، زیرا نتایج خیلی دقیق نبودند. ما در مورد تاثیر دارو بر توانایی اندام فوقانی فقط در حد متوسط اطمینان داریم زیرا این موضوع فقط در مطالعات کوچک گزارش شدند. بهدلیل تعداد کم افراد در مطالعات، ما اطمینان بسیار کمی به دیگر پیامدها داشتیم. مطالعات، نتایج متنوعی را گزارش کردند، و برخی از آنها نتایج تمام ارزیابیهای انجامشده را منتشر نکردند.
سنجش درک و استنباط فرد از تاثیرات مثبت هر داروی جدید دشوار است، که ممکن است بسته به انتظارات او پیشاز شروع دارو و اینکه بیماری او در مراحل اولیه است یا پیشرفته، متفاوت باشد.
این شواهد تا چه زمانی بهروز است؟
شواهد تا 4 فوریه 2025 بهروز است.
مطالعه چکیده کامل
آتاکسی فردریش (Friedreich ataxia) یک اختلال ارثی و عصبی نادر است که توارث آن به صورت اتوزومی مغلوب بوده و مشخصه آن، عدم تعادل در ایستادن و راه رفتن است، این بیماری تا اوایل بیست سالگی یا اواخر نوجوانی پیشرفت کرده و فرد را وابسته به ویلچر میکند. علائم این بیماری به صورت لکنت زبان، اسکولیوز (scoliosis)، و افزایش قوس کف پا (pes cavus) است. در 60% از افراد مبتلا به این بیماری، اختلالات قلبی منجر به مرگومیر زودهنگام میشود. هیچ شاخص بیوشیمیایی یا بالینی مشخص و درمان شناخته شدهای وجود ندارد. این دومین نسخه بهروز از مروری است که ابتدا در سال 2009 منتشر شد و پیش از این در سال 2012 بهروز شده بود.
اهداف
ارزیابی تاثیرات درمانهای دارویی برای افراد مبتلا به آتاکسی فردریش (FRDA) پساز 12 ماه درمان.
روشهای جستوجو
برای شناسایی مطالعات مناسب برای گنجاندن در این مرور، ما CENTRAL؛ MEDLINE؛ Embase؛ CINAHL Plus؛ TRIP؛ Orphanet، پلتفرم بینالمللی پایگاه ثبت کارآزماییهای بالینی (ICTRP) سازمان جهانی بهداشت (WHO) و ClinicalTrials.gov را جستوجو کردیم. همچنین فهرست منابع مطالعات مرتبط را بررسی کرده و با نویسندگان مطالعه تماس گرفتیم. آخرین جستوجو در 4 فوریه 2025 انجام شد.
معیارهای انتخاب
کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) یا شبه-RCTهایی را برای درمانهای فارماکولوژیک (شامل ویتامینها) در افراد مبتلا به آتاکسی فردریش تایید شده ژنتیکی در نظر گرفتیم. پیامد اولیه، تغییر در نمره عصبی معتبر برای آتاکسی فردریش بعد از 12 ماه بود. پیامد ثانویه، تغییر در وضعیت قلبی، که با تصویربرداری رزونانس مغناطیسی یا اکوکاردیوگرافی اندازهگیری شد، کیفیت زندگی، عوارض جانبی خفیف و جدی، و بقا بودند. کارآزماییهای با مدت کمتر از 12 ماه را کنار گذاشتیم.
گردآوری و تجزیهوتحلیل دادهها
سه نویسنده مرور، کارآزماییها را انتخاب و دو نویسنده نیز دادهها را استخراج کردند. دادههای ازدسترفته را از دو RCT که مطابق با معیارهای ورود ما بود، به دست آوردیم. دادههای عوارض جانبی را از مطالعات وارد شده جمعآوری کردیم. از روشهای استاندارد روششناسی مورد نظر کاکرین استفاده کردیم.
نتایج اصلی
بیش از 12 کارآزمایی را شناسایی کردیم که از آنتیاکسیدانها در درمان آتاکسی فردریش استفاده کرده بودند، اما فقط دو RCT کوچک با مجموع 72 شرکتکننده وجود داشت که با معیار انتخاب این مرور مطابقت داشت و نتایج منتشر شده بود. یکی از این کارآزماییها آیدیبنون (idebenone) را با دارونما (placebo) و کارآزمایی دیگر دوزهای پائین را در برابر بالای کوآنزیم Q10 و ویتامین E مقایسه کرده بود (پژوهشگران کارآزمایی، دوز پائین دارو را به عنوان دارونما در نظر گرفتند). دو RCT کامل دیگر پیدا کردیم که منتشر نشده بودند، مداخلات این کارآزماییها پیوگلیتازون (pioglitazone) (با 40 شرکتکننده) و آیدیبنون (با 232 شرکتکننده) بود. RCTهای دیگر برای انتخاب، مدت کافی نداشتند.
در مطالعات وارد شده، تغییر نمره نرخ معتبر در آتاکسی فردریش، (پیامد اولیه اختصاصی این مرور، با استفاده از مقایس رتبهبندی آتاکسی همکاری بینالمللی (International Co-operative Ataxia Rating Scale; ICARS) اندازهگیری شد. این نتایج هیچ تفاوت چشمگیری را بین گروههای درمان شده با آنتیاکسیدان و دارونما نشان نداد (تفاوت میانگین (MD): 0.79 امتیاز؛ 95% فاصله اطمینان: 1.97- تا 3.55 امتیاز؛ شواهد با کیفیت پائین).
مطالعات وارد شده منتشر شده، اولین پیامد ثانویه، تغییر در وضعیت قلبی اندازهگیری شده با تصویربرداری رزونانس مغناطیسی، را بررسی نکردند. دو مطالعه تغییراتی را در وضعیت قلبی گزارش کردند که با اکوکاردیوگرام بررسی شده بود. کسر جهشی در مطالعات وارد شده بزرگتر (با 44 شرکتکننده) اندازهگیری نشده بود. در مطالعه کوچکتر (با 28 شرکتکننده)، کسر جهشی در خط پایه نرمال بود و با درمان تغییری نکرد. ضخامت دیواره بینبطنی در پایان دیاستول، کاهش کمی در دو مطالعه کوچک وارد شده نشان داد. در مطالعه بزرگتر، هیچ کاهشی دیده نشد، که این نتیجه نشان دهنده ناهمگونی شدید در نتایج مطالعه است؛ کیفیت شواهد این پیامد بر اساس مرور کلی ما، بسیار پائین بود. توده بطن چپ (left ventricular mass; LVM) فقط در RCT کوچکتر وجود داشت و کاهش چشمگیری را نشان داد. ارتباط این تغییر مشخص نیست و کیفیت شواهد پائین است.
هیچ مرگومیری در رابطه با درمان با آنتیاکسیدانها وجود نداشت. خطر سوگیری (bias) مطالعات وارد شده و منتشر شده در شش حیطه از هفت حیطه بررسی شده پائین بود. یک RCT منتشر نشده، با مدت یک ساله در مورد استفاده از آیدیبنون (با 232 شرکتکننده)، گزارش موقتی در ماه می 2010 منتشر کرد، در این مطالعه بیان شد که نقطه پایانی اولیه، که در نمره ICARS تغییر یافت، یا نقطه پایانی ثانویه قلبی مهم، به دست نیامد، ولی در این جستوجو دادهای برای تایید و تجزیهوتحلیل وجود نداشت.
نتیجهگیریهای نویسندگان
در این مرور سیستماتیک بهروزشده کاکرین، متاآنالیز نتایج براساس مقیاس رتبهبندی آتاکسی نشان داد که درمانهای دارویی در مقایسه با دارونما پساز 12 ماه درمان، احتمالا تفاوتی اندک یا عدم تفاوت را ایجاد میکنند. با توجه به این نتیجه، بهبودی احتمالی که در توانایی اندام فوقانی مشاهده کردیم، غیرمنتظره بود. عوارض جانبی ناشی از درمان که منجر به قطع مصرف دارو یا مرگ بیمار میشوند، ممکن است در گروههای درمانی شایعتر از گروههای دارونما نباشند، زیرا عوارض جانبی کمی در گروههای درمانی شناسایی شدند. بااینحال، ممکن است این مطالعات همه عوارض جانبی نادر و جدی را شناسایی نکرده باشند.
حمایت مالی
نویسندگان این مرور حمایت مالی دریافت نکردند.
ثبت
پروتکل (2009) DOI: 10.1002/14651858.CD007791
مرور اولیه (2009) DOI: 10.1002/14651858.CD99791.pub2
بهروزرسانی (2012) DOI: 10.1002/14651858.CD007791.pub3
بهروزرسانی (2016) DOI: 10.1002/14651858.CD007791.pub4
این متن توسط مرکز کاکرین ایران به فارسی ترجمه شده است.
ین مرور کاکرین در ابتدا به زبان انگلیسی منتشر شد. مسوولیت صحت ترجمه بر عهده تیم ترجمه است که آن را تهیه کرده است. روند ترجمه با دقت انجام شده و از فرآیندهای استاندارد برای تضمین کنترل کیفیت پیروی میکند. با این حال، در صورت عدم تطابق، ترجمههای نادرست یا نامناسب، متن اصلی انگلیسی معتبر است.