نمونه‌گیری جراحی یا برداشتن تومورهای مغزی گلیوما با درجه پایین

موضوع: گلیوما با درجه پایین (LGG) عبارت است از تومورهای مغزی با رشد آهسته و قدرت تهاجمی کمتر. مطلوب‌ترین مدیریت جراحی آن مورد بحث است.

هدف مطالعه مروری: برای یک فرد مشکوک به LGG، دو استراتژی (درمان) مدیریت جراحی وجود دارد. آنها عبارتند از بیوپسی، نمونه‌گیری مقدار کمی از بافت تومور از طریق جراحی، یا رزکسیون، در جایی که برداشتن مقدار بیشتری از تومور با کمک جراحی امکان‌پذیر است. سپس بافت‌های به دست آمده از هر دو روش جراحی از نظر بافت‌شناسی مورد بررسی قرار می‌گیرند تا تشخیص قطعی نوع و درجه (شدت) تومور داده شود. هدف از مرور، تعیین این موضوع است که بیوپسی یا رزکسیون، بهترین استراتژی درمانی هستند یا خیر.

یافته‌های اصلی: بحث‌های زیادی پیرامون این مساله درگرفته که کدام یک از این تکنیک‌ها برای بقای بیمار بهتر است. ما منابع علمی را در جون 2016 جست‌وجو کردیم. با این حال، در حال حاضر هیچ کارآزمایی تصادفی‌سازی و کنترل شده‌ای (randomised controlled trials; RCTs) وجود ندارد که به بررسی پروسیجر برتر پرداخته باشد، فقط مطالعات تحقیقاتی گذشته‌نگر به بررسی چگونگی پاسخ‌گویی افراد به پروسیجرهایی که در گذشته انجام شده، پرداخته‌اند. بنابراین، انجام RCTهای بیشتری در آینده برای بررسی و پاسخ دادن به این سوال مورد نیاز است.

کیفیت شواهد: ما قادر به تعیین این موضوع نبودیم زیرا هیچ مطالعه‌ای وارد نشد و فقط شواهدی با کیفیت پائین از غیر-RCTها در دسترس است.

نتیجه‌گیری‌ها: هیچ کارآزمایی بالینی تصادفی‌سازی شده‌ای در مورد این موضوع وجود ندارد؛ برخی از مطالعات آزمایشگاهی و کارآزمایی‌های غیر-بالینی، بهبود بقای کلی بیماران و کنترل تشنج را با رزکسیون گسترده‌تر پیشنهاد کرده‌اند. با این حال، پزشکان باید به هر مورد رویکرد جداگانه داشته و خطرات و مزایای بیوپسی را در مقابل رزکسیون جراحی بسنجند، همچنین اولویت بیمار را در تصمیم‌گیری بالینی‌شان لحاظ کنند. عوامل پیش‌آگهی مانند سن بیمار، اندازه تومور، و محل تومور، همچنین پیامدهای بالقوه برای کیفیت زندگی باید در نظر گرفته شوند.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان: 

از آخرین نسخه این مرور، هیچ مطالعه جدیدی برای ورود شناسایی نشد و در حال حاضر هیچ RCT یا CCTای وجود ندارد که بتواند پایه تصمیمات قطعی بالینی شود. بنابراین، پزشکان باید تا زمان ارائه شواهد بیشتر، رویکرد جداگانه‌ای به هر مورد داشته و خطرات و مزایای هر مداخله را بسنجند. به نظر می‌رسد برخی از مطالعات گذشته‌نگر و مطالعات آینده‌نگر غیر-تصادفی‌سازی شده، بهبود بقای کلی و کنترل تشنج را در ارتباط با میزان بالاتر رزکسیون نشان می‌دهند. تحقیقات آینده می‌توانند روی RCTها متمرکز شوند تا فواید پیامدها برای بیوپسی در مقابل رزکسیون تعیین شوند.

خلاصه کامل را بخوانید...
پیشینه: 

این یک نسخه به‌روز‌شده از مرور اصلی کاکرین است که در شماره 4، سال 2013 منتشر شد.

گلیوما با درجه پائین (LGG) کلاسی را از نئوپلاسم‌های اولیه مغز با رشد آهسته تشکیل می‌دهد. بیمارانی که از نظر بالینی و رادیوگرافی مشکوک به ابتلا به LGG هستند، دو گزینه اولیه جراحی پیش‌رو دارند، یعنی بیوپسی یا رزکسیون. بیوپسی می‌تواند تشخیص هیستولوژیکی را با حداقل خطر ارائه دهد اما درمان مستقیمی را پیشنهاد نمی‌کند. رزکسیون ممکن است فواید بیشتری، مانند افزایش بقا و به تأخیر انداختن عود بیماری داشته باشد، اما با خطر بیشتری برای موربیدیتی جراحی همراه است. هنوز در مورد نقش بیوپسی در مقابل رزکسیون و پیامدهای نسبی بالینی برای مدیریت LGG اختلاف‌نظر وجود دارد.

اهداف: 

ارزیابی اثربخشی بالینی بیوپسی در مقایسه با رزکسیون جراحی در بیمارانی با یک ضایعه جدید که مشکوک به LGG است.

روش‌های جست‌وجو: 

بانک‌های اطلاعاتی الکترونیکی زیر در سال 2012 برای اولین نسخه این مرور جست‌وجو شدند: پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل‌شده کاکرین (CENTRAL) (شماره 11؛ 2012)؛ MEDLINE (1950 تا هفته سوم نوامبر 2012) و EMBASE (1980 تا هفته 46 سال 2012). بانک‌های اطلاعاتی الکترونیکی زیر برای به‌روزرسانی این نسخه جست‌وجو شدند: پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل‌شده کاکرین (CENTRAL) (شماره 5؛ 2016)؛ MEDLINE (نوامبر 2012 تا هفته سوم جون 2016)، EMBASE (2012 تا هفته 26 سال 2016). همه مقالات مرتبط در PubMed و با استفاده از ویژگی «مقالات مرتبط» شناسایی شدند. ما همچنین منابع علمی منتشر نشده و خاکستری را از جمله ISRCTN-metaRegister کارآزمایی‌های کنترل شده، Physicians Data Query و ClinicalTrials.gov، برای یافتن کارآزمایی‌های در حال انجام جست‌وجو کردیم.

معیارهای انتخاب: 

ما در نظر داشتیم هر بیماری را در هر سنی که مشکوک به ابتلا به LGG اینتراکرانیال بوده و در کارآزمایی بالینی تصادفی‌سازی شده (RCT) یا کارآزمایی بالینی کنترل شده (CCT) تحت بیوپسی یا رزکسیون قرار گرفتند، وارد کنیم. بیماران با ‌رزکسیون‌، پرتودرمانی یا شیمی‌درمانی قبلی برای LGG از مطالعه خارج شدند. معیارهای پیامد شامل بقای کلی (OS)، بقای بدون پیشرفت بیماری (PFS)، بقای بیمار همراه با مستقل بودن از نظر عملکردی (FIS)، عوارض جانبی، کنترل علائم، و کیفیت زندگی (QoL) بودند.

گردآوری و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها: 

در مجموع 1375 استناد به‌روز شده از نظر ارتباط داشتن با موضوع مورد بررسی، جست‌وجو و تجزیه‌وتحلیل نقادانه شدند. این کار توسط دو نویسنده مرور، مستقل از هم انجام شد. جست‌وجوهای اولیه در بانک اطلاعاتی الکترونیکی، در مجموع 2764 استناد را به دست آوردند. در مجموع، 4139 استناد برای به‌روزرسانی این مرور، به صورت نقادانه تحلیل شدند.

نتایج اصلی: 

هیچ RCT جدیدی از بیوپسی یا رزکسیون برای LGG شناسایی نشد. هیچ مطالعه غیر-تصادفی‌سازی شده (NRS) و غیر- واجد شرایط بیشتری در این مرور به‌روز شده وارد نشد. پیش از این، بیست مطالعه غیر-واجد شرایط دیگر، با وجود عدم رعایت معیارهای از پیش تعیین شده، برای تجزیه‌و‌تحلیل بیشتر بازیابی شدند. ده مطالعه از نوع گذشته‌نگر یا مرور منابع علمی بودند. سه مطالعه آینده‌نگر بودند، با این حال به عود تومور و آنالیز حجم تومور و میزان گسترش رزکسیون محدود شدند. یک مطالعه، کوهورت موازی مبتنی بر جمعیت در نروژ بود، اما RCT نبود. چهار مطالعه RCT بودند، اما بیماران از نظر رژیم‌های مختلف درمانی رادیوتراپی به منظور ارزیابی زمان‌بندی و دوز تابش، تصادفی‌سازی شدند. یک RCT مربوط به گلیوما با درجه بالا (HGG) بود و نه LGG. در نهایت، یک RCT، جهت‌یابی نورونی (neuro-navigation) را بر پایه تصویربرداری تنسور دیفیوژن (DTI) برای رزکسیون جراحی ارزیابی کرد.

یادداشت‌های ترجمه: 

این متن توسط مرکز کاکرین ایران به فارسی ترجمه شده است.

Tools
Information
Share/Save