براکی‌تراپی داخل عروقی (پرتودرمانی)، داخل شریان‌ها یا پیوندهای بای‌پس، پس از جراحی آنژیوپلاستی یا جایگذاری استنت

براکی‌تراپی داخل عروقی (پرتودرمانی) داخل شریان‌ها پس از آنژیوپلاستی، جایگذاری استنت، یا پیوندهای بای‌پس ممکن است از تنگی شریان‌ها یا پیوندها (گرافت‌ها) پیشگیری کند. عروق تنگ و مسدود شده را می‌توان با بای‌پس کردن محل انسداد با استفاده از پیوند، آنژیوپلاستی (باز کردن شریان با جایگذاری یک بالون)، یا جایگذاری یک استنت (فنر فلزی نازک) برای باز نگه داشتن شریان، درمان کرد. با این حال، تنگی مجدد (بازگشت تنگی یا انسداد) اغلب در عرض یک سال رخ می‌دهد. براکی‌تراپی داخل عروقی (IVBT) با هدف پیشگیری از تنگی مجدد با استفاده از تابش اشعه به بخش آسیب‌دیده شریان پس از آنژیوپلاستی یا جایگذاری استنت انجام می‌گیرد.

این مرور شامل هشت مطالعه با مجموع 1090 شرکت‌کننده بود. تمام هشت مطالعه از شریان فموروپوپلیتئال (femoropopliteal artery) استفاده کردند. ما هیچ مطالعه‌ای را شناسایی نکردیم که از شریان‌های ایلیاک (iliac arteries) استفاده کرده باشد. تمام کارآزمایی‌ها آنژیوپلاستی را با یا بدون جایگذاری استنت به همراه IVBT با آنژیوپلاستی با یا بدون جایگذاری استنت به تنهایی مقایسه کردند. هیچ کارآزمایی‌ای به مقایسه IVBT با تکنولوژی‌های جدیدتر مانند استنت‌های آغشته به دارو، بالون‌ها یا کرایوپلاستی (cryoplasty) نپرداخت. براکی‌تراپی داخل عروقی منجر به افزایش کارآیی تجمعی (cumulative patency)، کاهش تنگی مجدد و انسدادهای کمتر در پیگیری‌های کوتاه‌مدت شد. با این حال، نتایج حاصل از هشت کارآزمایی وارد شده سازگار نبود و پیامدهای بلندمدت باید به طور کامل ارزیابی شوند. از این رو، تحقیقات بیشتری به خصوص برای به دست آوردن داده‌های مربوط به پیامدهای بلندمدت و عوارض این درمان، و داده‌های اقتصاد سلامت و هزینه-اثربخشی مورد نیاز است.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان: 

شواهد برای استفاده از براکی‌تراپی عروق محیطی به عنوان یک درمان کمکی برای آنژیوپلاستی ترانس‌لومینال از طریق پوست برای حفظ باز ماندن و پیشگیری از تنگی مجدد در افراد مبتلا به بیماری عروقی محیطی، عمدتا به دلیل ناهمگونی در ارزیابی و گزارش‌دهی پیامدهای بالینی مربوطه، محدود است. داده‌های بیشتری در مورد پیامدهای بالینی مرتبط بالینی مانند کیفیت زندگی مرتبط با سلامت (HRQOL) یا نجات اندام و پیامدهای طولانی مدت‌تر، همراه با هم در مقایسه با تکنیک‌های دیگر مانند بالون‌ها و استنت‌های آغشته به دارو مورد نیاز است. قبل از توصیه به استفاده گسترده از این پروسیجرها، کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌ شده با توان کافی، داده‌های مربوط به اقتصاد سلامت و هزینه-اثربخشی مورد نیاز است.

خلاصه کامل را بخوانید...
پیشینه: 

درمان مداخله‌ای برای شریان‌هایی که به دلیل آترواسکلروز تنگ و مسدود شده‌اند عبارت است از بای‌پس کردن محل انسداد با استفاده از پیوند (graft)؛ باز کردن شریان از داخل با کمک یک بالون، پروسیجری به نام آنژیوپلاستی ترانس‌لومینال پرکوتانئوس (PTA)؛ یا جایگذاری یک فنر (strut) برای باز نگه داشتن رگ، که استنت شناخته می‌شود. با این وجود، همه این درمان‌ها به دلیل تعداد بالای موارد شکست درمان در عرض یک سال، محدود می‌شوند. براکی‌تراپی داخل عروقی (intravascular brachytherapy) روشی است که از تابش مستقیم اشعه به محل تنگ شده رگ استفاده می‌کند. این روش به مهار فرآیندهایی که منجر به تنگی مجدد (باریک شدن) عروق و پیوندهای پس از درمان می‌شوند، می‌پردازد. این یک به‌روز‌رسانی از مروری است که اولین بار در سال 2002 منتشر شد.

اهداف: 

ارزیابی اثربخشی براکی‌تراپی داخل عروقی (IVBT) برای حفظ بازماندن عروق پس از آنژیوپلاستی یا جایگذاری استنت در عروق سوماتیک یا بای‌پس پیوندها در شریان‌های ایلیاک (iliac) یا اﻳﻨﻔﺮااﻳﻨﮕوئینال (infrainguinal) و عوارض مرتبط با آن.

روش‌های جست‌وجو: 

برای این به‌روزرسانی، هماهنگ کننده جست‌وجوی کارآزمایی‌های گروه بیماری‌های عروقی محیطی در کاکرین به جست‌وجو در پایگاه ثبت تخصصی گروه (آخرین جست‌وجو در آگوست 2013) و CENTRAL (شماره 7؛ 2013) پرداخت.

معیارهای انتخاب: 

کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده درباره استفاده از براکی‌تراپی به عنوان یک درمان کمکی برای درمان اندوواسکولار (endovascular) در افراد مبتلا به بیماری شریانی محیطی (PAD) یا پیوندهای بای‌پس تنگ شده در شریان‌های ایلیاک یا اﻳﻨﻔﺮااﻳﻨﮕوئینال در برابر پروسیجر بدون براکی‌تراپی.

گردآوری و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها: 

دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم کیفیت کارآزمایی را ارزیابی کردند و دو نویسنده مرور دیگر به‌طور مستقل از هم داده‌ها را استخراج کردند. اطلاعات مربوط به عوارض جانبی از کارآزمایی‌ها گردآوری شد.

نتایج اصلی: 

هشت کارآزمایی در کل با مجموع 1090 شرکت‌کننده در این مرور وارد شدند. تمام مطالعات وارد شده از شریان فموروپوپلیتئال (femoropopliteal artery) استفاده کردند. ما هیچ مطالعه‌ای را شناسایی نکردیم که از شریان‌های ایلیاک (iliac arteries) استفاده کرده باشد. تمام مطالعات به مقایسه PTA با یا بدون استنت‌گذاری به همراه IVBT در مقابل PTA با یا بدون استنت‌گذاری به تنهایی پرداختند. هیچ کارآزمایی‌ای برای مقایسه IVBT با تکنولوژی‌هایی مانند استنت‌ها یا بالون‌های آغشته به دارو یا کرایوپلاستی (cryoplasty) یافت نشد. مدت زمان پیگیری از شش ماه تا پنج سال متغير بود. کیفیت کارآزمایی‌های وارد شده به دلیل نگرانی‌های ما در مورد دشواری کورسازی به دلیل ماهیت پروسیجرها و حجم نمونه کوچک برخی از مطالعات، متوسط بود. پیامدهای اولیه (باز شدن یا تنگی مجدد و نیاز به مداخله مجدد) در اکثر کارآزمایی‌ها گزارش شد، اما گزارش‌دهی در نقاط زمانی مختلف و استفاده از تعاریف متعدد پیامدها توسط مطالعات وارد شده به معنای در دسترس نبودن همه داده‌ها برای ترکیب آنها بود. پیامدهای ثانویه در بسیاری از مطالعات وارد شده گزارش نشدند.

برای براکی‌تراپی، میزان کارآیی تجمعی در 24 ماه بالاتر بود (نسبت شانس (OR): 2.36؛ 95% فاصله اطمینان (CI): 1.36 تا 4.10؛ 222 = n؛ 0.002 = P). تفاوت آماری معنی‌داری برای تنگی مجدد در شش ماه (OR: 0.27؛ 95% CI؛ 0.11 تا 0.66؛ 562 = n؛ 0.004 = P)؛ 12 ماه (OR: 0.44؛ 95% CI؛ 0.28 تا 0.68؛ 375 = n؛ 0.0002 = P)، و 24 ماه (OR: 0.41؛ 95% CI؛ 0.21 تا 0.78؛ 164 = n؛ 0.007 = P) به نفع IVBT مشاهده شد. پس از پنج سال هیچ تفاوتی یافت نشد، که این موضوع در یک مطالعه اندازه‌گیری شد. نیاز به مداخلات مجدد در شش مطالعه گزارش شد. واسکولاریزاسیون مجدد ضایعه هدف در شرکت‌کنندگان کارآزمایی که با IVBT درمان شدند در مقایسه با آنژیوپلاستی به تنهایی (OR: 0.51؛ 95% CI؛ 0.27 تا 0.97؛ 0.04 = P) در شش ماه پس از مداخله به شکل معنی‌داری کاهش یافت. تفاوت بین این پروسیجرها در نیاز به مداخله مجدد در 12 و 24 ماه بعد از پروسیجرها از نظر آماری معنی‌دار نبود.

در گروه کنترل، تعداد موارد انسداد کمتری در بیش از سه ماه وجود داشت که از نظر آماری معنی‌دار بود (OR: 11.46؛ 95% CI؛ 1.44 تا 90.96؛ 363 = n؛ 0.02 = P) اما تفاوت‌هایی نه در کمتر از یک ماه و نه در 12 ماه پس از این پروسیجرها‌ یافت نشد، که اهمیت بالینی را نامطمئن می‌کرد. شاخص مچ‌پایی - بازویی (ankle brachial index) به طور معنی‌داری از نظر آماری، برای IVBT در پیگیری 12 ماهه بهتر بود (تفاوت میانگین: 0.08؛ 95% CI؛ 0.02 تا 0.14؛ 100 = n؛ 0.02 = P)، اما تفاوتی که در 24 ساعت و شش ماه مشاهده شد، اهمیت آماری نداشت.

کیفیت زندگی، عوارض، از دست دادن اندام، مرگ‌ومیرهای قلبی‌عروقی، مورتالیتی به هر علتی، مسافت پیموده شده بدون درد و حداکثر مسافت پیموده شده روی تردمیل در دو بازوی کارآزمایی، بدون وجود تفاوتی که دارای اهمیت آماری باشد، بین گروه‌های درمان مشابه بود.

یادداشت‌های ترجمه: 

این متن توسط مرکز کاکرین ایران به فارسی ترجمه شده است.

Tools
Information
Share/Save