تنگی شریان کرونری را میتوان با تعویض کامل عروق با استفاده از جراحی بایپس یا، بهطور جایگزین، رفع انسداد و حمایت از عروق باز با استفاده از آنژیوپلاستی و استنت، برطرف کرد. آنالیز RCTها تا سال 2004 نشان میدهد که مداخله مجدد (برای برطرف کردن تنگی بعدی) پساز جراحی کمتر از پساز استنتگذاری مورد نیاز است. خطر مرگومیر یا حمله قلبی پساز هر دو درمان یکسان به نظر میرسید، اما ممکن است به این دلیل باشد که تعداد بسیار کمی از شرکتکنندگان کارآزمایی در این مرور گرد هم آمدند و تنوع میان کارآزماییها (ناهمگونی) ممکن است تفاوتهای واقعی را پنهان کند. انجام کارآزماییهای بیشتر در مورد تکنیکهای جدید در طیف وسیعتری از بیماران با مرور سیستماتیک بعدی مورد نیاز است.
مطالعه چکیده کامل
جراحی گرفت بایپس شریان کرونری (coronary artery bypass graft surgery; CABG)، عروق مسدودشده را با عروق دیگر قسمتهای بدن جایگزین میکند. بهعنوان یک روش جایگزین، انسدادها با استفاده از تکنیکهای مبتنی بر کاتتر مانند آنژیوپلاستی عروق کرونری از راه پوست با استفاده از استنتها بازسازی میشوند. اگرچه روشهای استنتگذاری کمتر تهاجمی هستند، بهدلیل تنگ شدن مجدد عروق درمانشده (تنگی مجدد) محدود میشوند. ما شواهد مربوط به پیامدهای مرتبط با قلب را بررسی کردیم که پساز CABG یا استنتگذاری رخ میدهند، با در نظر گرفتن پیامدهای آن برای استفاده از منابع، تخصیص (allocation) منابع و آگاهسازی در مورد انتخاب بیمار.
اهداف
بررسی شواهد حاصل از کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترلشده (randomised controlled trials; RCTs) در مورد مزایای استنت یا CABG در کاهش حوادث قلبی در افراد مبتلا به آنژین پایدار یا سندرم حاد کرونری (ACS).
روشهای جستوجو
CENTRAL (شماره 2، 2004)، EMBASE (1990 تا 2004)، MEDLINE (1990 تا 2004) و جستوجوی دستی تا جولای 2004.
معیارهای انتخاب
فقط RCTهایی وارد مطالعه شدند که استنتهای مورد استفاده در PTCA را با CABG مقایسه کردند. شرکتکنندگان، بزرگسالان مبتلا به آنژین پایدار یا ACS و آنژین ناپایدار بودند و بیماری یک عروقی (single vessel disease) یا چند عروقی (multiple vessel disease) داشتند. منابع منتشرشده و منتشرنشده در نظر گرفته شدند.
گردآوری و تجزیهوتحلیل دادهها
پیامدها شامل ترکیبی از میزان عوارض (عوارض جانبی شدید قلبی، بقای بدون عارضه قلبی)، مرگومیر، انفارکتوس حاد میوکارد (AMI)، تکرار انجام برقراری مجدد خونرسانی (revascularisation) و تنگی مجدد بهصورت متغیر دوحالتی (binary) و همچنین اطلاعات مربوط به طراحی و ویژگیهای پایه بودند. ارزیابی کیفیت مطالعات بهطور مستقل انجام شد. متاآنالیزها بهصورت نسبت شانس، 95% فاصله اطمینان (CI) با استفاده از مدل اثر ثابت (fixed-effect model) ارائه میشوند. ناهمگونی میان کارآزماییها ارزیابی شد.
نتایج اصلی
نه مطالعه (3519 بیمار) در این مرور وارد شدند. چهار RCT شامل بیمارانی با بیماری چند عروقی بودند، و پنج مورد بر بیماری تک عروقی تمرکز داشتند. چهار مطالعه فراتر از 1 سال را گزارش کردند. هیچ تفاوت آماری میان CABG و استنتگذاری برای متاآنالیز مرگومیر یا AMI مشاهده نشد، اما ناهمگونی وجود داشت. ترکیبی از میزان عوارض قلبی و برقراری مجدد خونرسانی برای CABG کمتر از استنت بودند. نسبت شانس حاصل از متاآنالیز دادههای نرخ حوادث قلبی در 1 سال، نسبت شانس: 0.43 (95% CI؛ 0.35 تا 0.54) و در 3 سال، نسبت شانس: 0.37 (95% CI؛ 0.29 تا 0.48) بود. نسبت شانس برای برقراری مجدد خونرسانی در 1 سال، نسبت شانس: 0.18 (95% CI؛ 0.13 تا 0.25) و در 3 سال، نسبت شانس 0.09 (95% CI؛ 0.02 تا 0.34) گزارش شد. تنگی مجدد بهصورت متغیر دوحالتی در 6 ماه ( کارآزماییهای تک عروقی) به نفع CABG بود، نسبت شانس: 0.29 (95% CI؛ 0.17 تا 0.51).
نتیجهگیریهای نویسندگان
CABG با کاهش میزان عوارض جانبی شدید قلبی همراه است، که عمدتا بهدلیل کاهش نیاز به تکرار برقراری مجدد خونرسانی است. بااینحال، دادههای RCT بهدلیل پیگیری، نمونههای غیرنماینده و توسعه سریع تکنیکهای جراحی و استنتگذاری، محدود هستند. انجام تحقیق بر جمعیت بیماران در دنیای واقعی یا متاآنالیز دادههای سطح بیمار میتواند عوامل خطر و گروههایی را که ممکن است از یک استراتژی نسبت به استراتژی دیگر بیشترین سود را ببرند، شناسایی کند.
این متن توسط مرکز کاکرین ایران به فارسی ترجمه شده است.
ین مرور کاکرین در ابتدا به زبان انگلیسی منتشر شد. مسوولیت صحت ترجمه بر عهده تیم ترجمه است که آن را تهیه کرده است. روند ترجمه با دقت انجام شده و از فرآیندهای استاندارد برای تضمین کنترل کیفیت پیروی میکند. با این حال، در صورت عدم تطابق، ترجمههای نادرست یا نامناسب، متن اصلی انگلیسی معتبر است.