ناپایداری مزمن مچ پا پساز پیچخوردگی حاد قسمت خارجی مچ پا شایع است. درمان اولیه محافظهکارانه است، چه با بریس و چه با تمرینات عصبیعضلانی. بااینحال، اگر نشانهها ادامه پیدا کنند و لیگامانهای قسمت بیرونی مچ پا کشیده یا پاره شوند، معمولا جراحی در نظر گرفته میشود.
این مرور شامل 10 کارآزمایی کوچک و ناقص است که در مجموع 388 فرد مبتلا به ناپایداری مزمن مچ پا را بهکار گرفتند. محدودیتهای موجود در طراحی، اجرا و گزارشدهی این کارآزماییها به این معنی بود که اطمینان از معتبر بودن نتایج آنها دشوار بود.
سه کارآزمایی، ورزشهای عصبیعضلانی را با انجام ندادن آنها مقایسه کردند. این مطالعات نشان دادند که یک برنامه ورزشی عصبیعضلانی ظاهرا بهبودی کوتاهمدتی را در ثبات عملکردی ایجاد میکند. یک کارآزمایی که استفاده از یک پدال دوچرخه مخصوص را بررسی کرد، نشان داد که تفاوت مهمی را در عملکرد ایجاد نمیکند. بااینحال، هیچیک از این چهار کارآزمایی، بیماران را پساز پایان درمان پیگیری نکردند.
چهار کارآزمایی انواع مختلف مداخله جراحی را مقایسه کردند. شواهد کافی برای حمایت قوی از هرگونه روش جراحی خاص در درمان ناپایداری مزمن مچ پا وجود نداشت. دو کارآزمایی نشان دادند که پساز بازسازی جراحی، بازتوانی عملکردی زودهنگام در مقایسه با شش هفته بیحرکتی، بیماران را قادر میسازد تا سریعتر به کار و ورزش بازگردند.
مطالعه چکیده کامل
ناپایداری (instability) مزمن قسمت خارجی مچ پا در 10% تا 20% از افراد پساز پیچخوردگی حاد مچ پا رخ میدهد. درمان اولیه محافظهکارانه است، اما اگر این روش جواب ندهد و بیثباتی لیگامان وجود داشته باشد، مداخله جراحی در نظر گرفته میشود.
اهداف
مقایسه درمانهای مختلف، محافظهکارانه یا جراحی، برای ناپایداری مزمن قسمت خارجی مچ پا.
روشهای جستوجو
ما پایگاه ثبت تخصصی گروه ترومای استخوان، مفصل و عضله در کاکرین؛ پایگاه مرکزی ثبت کارآزماییهای کنترلشده کاکرین؛ MEDLINE؛ EMBASE؛ CINAHL و فهرست منابع مقالات را تا فوریه 2010 جستوجو کردیم.
معیارهای انتخاب
تمام کارآزماییهای تصادفیسازی و شبه-تصادفیسازی و کنترلشده و شناساییشده از مداخلات درمانی ناپایداری مزمن قسمت خارجی مچ پا وارد شدند.
گردآوری و تجزیهوتحلیل دادهها
دو نویسنده مرور بهطور مستقل از هم خطر سوگیری (risk of bias) را بررسی کرده و دادهها را از هر مطالعه استخراج کردند. در صورت لزوم، نتایج مطالعات مشابه تجمیع شدند.
نتایج اصلی
ده کارآزمایی تصادفیسازی و کنترلشده وارد شدند. محدودیتهای موجود در طراحی، روش اجرا و گزارشدهی این کارآزماییها منجر به ایجاد خطر بالا یا نامشخص سوگیری ناشی از پنهانسازی تخصیص (allocation concealment)، کورسازی (blinding) محقق، گزارشدهی ناقص و انتخابی پیامد شدند. فقط امکان تجمیع محدود دادهها وجود داشت.
ورزشهای عصبیعضلانی اساس درمان محافظهکارانهای بودند که در چهار کارآزمایی ارزیابی شدند. ورزشهای عصبیعضلانی در مقایسه با انجام ندادن آنها، منجر به نمرات بهتر عملکرد مچ پا در پایان چهار هفته ورزش شدند (ابزار ارزیابی عملکرد مفصل مچ پا (AJFAT): تفاوت میانگین (MD): 3.00؛ 95% CI؛ 0.3 تا 5.70؛ 1 کارآزمایی، 19 شرکتکننده؛ دادههای شاخص ناتوانی پا و مچ پا (FADI): MD؛ 8.83؛ 95% CI؛ 4.46 تا 13.20؛ 2 کارآزمایی؛ 56 شرکتکننده). کارآزمایی چهارم (19 شرکتکننده) هیچ تفاوت معنیداری را در پیامد عملکرد بیمار پساز شش هفته برنامه تمرینی روی cyclo-ergometer با پدال دوجهته در مقایسه با پدال تکجهته مرسوم نیافت. دادههای دوره پیگیری بلندمدتتر برای این چهار کارآزمایی در دسترس نبودند.
چهار مطالعه، روشهای جراحی را برای درمان ناپایداری مزمن مچ پا مقایسه کردند. یک کارآزمایی (40 شرکتکننده) آسیبهای عصبی بیشتری را پساز ثابت کردن و اتصال تاندونهای شل (تنودزیس؛ tenodesis) نسبت به بازسازی آناتومیک آن نشان داد (خطر نسبی (RR): 5.50؛ 95% CI؛ 1.39 تا 21.71). یک کارآزمایی (99 شرکتکننده) که تنودزیس دینامیک را در مقابل استاتیک مقایسه کرد، 17 بیمار را از گروه تنودزیس دینامیک، بهدلیل نازک بودن تاندونهایشان، حذف کرد. همان کارآزمایی نشان داد تنودزیس دینامیک منجر به تعداد بیشتری از افراد با عملکرد نامطلوب میشود (RR: 8.62؛ 95% CI؛ 1.97 تا 37.77، 82 شرکتکننده). یک کارآزمایی که تکنیکهای بازسازی لیگامان قسمت خارجی مچ پا را مقایسه کرد (60 شرکتکننده)، نشان داد طول دوره جراحی با استفاده از تکنیک اتصال مجدد (reinsertion) کوتاهتر از روش imbrication بود (MD؛ 9.00- دقیقه؛ 95% CI؛ 13.48- تا 4.52-).
دو کارآزمایی (70 شرکتکننده) تحرک عملکردی را با بیحرکتی پساز جراحی مقایسه کردند. این مطالعات نشان دادند که تحرک زودهنگام منجر به بازگشت سریعتر به کار (MD؛ 2.00- هفته؛ 95% CI؛ 3.06- تا 0.94-؛ 1 کارآزمایی) و ورزش (MD؛ 3.00- هفته؛ 95% CI؛ 4.49- تا 1.51-؛ 1 کارآزمایی) شد.
نتیجهگیریهای نویسندگان
به نظر میرسد تمرینات عصبیعضلانی بهتنهایی در کوتاهمدت موثر باشند، اما مشخص نیست این مزیت در پیگیری طولانیمدت نیز ادامه خواهد یافت یا خیر. اگرچه شواهد کافی برای حمایت از برتری یک مداخله جراحی نسبت به دیگری برای درمان ناپایداری مزمن مچ پا به دست نیامد، احتمالا محدودیتهایی در استفاده از تنودزیس دینامیک وجود دارد. به نظر میرسد پساز جراحی بازسازی، بازتوانی عملکردی زودهنگام در بازیابی اولیه عملکرد، نسبت به بیحرکتی شش هفتهای برتری دارد.
این متن توسط مرکز کاکرین ایران به فارسی ترجمه شده است.
ین مرور کاکرین در ابتدا به زبان انگلیسی منتشر شد. مسوولیت صحت ترجمه بر عهده تیم ترجمه است که آن را تهیه کرده است. روند ترجمه با دقت انجام شده و از فرآیندهای استاندارد برای تضمین کنترل کیفیت پیروی میکند. با این حال، در صورت عدم تطابق، ترجمههای نادرست یا نامناسب، متن اصلی انگلیسی معتبر است.