شواهد محکمی مبنی بر سودمند بودن استفاده روتین از داروهای ادرارآور لوپ (loop diuretics) در نوزادان نارس در معرض خطر بیماری مزمن ریوی یا مبتلا به آن وجود ندارد. بیماری ریه در نوزادانی که زود متولد میشوند (نارس (preterm)) اغلب با آب اضافی همراه است. استفاده از داروهایی که حجم آب بدن را کاهش میدهند، ممکن است به بهبودی نوزاد از بیماری ریوی کمک کنند. این مرور، تاثیرات داروهای ادرارآوری را آنالیز کرد که بر بخش عمقی لولههای کوچک کلیه اثر میگذارند (دیورتیکهای لوپ). مرور کارآزماییها نشان داد که داروهای ادرارآور — که در قالبهای مختلف، از یک دوز واحد تا یک دوره درمانی یکهفتهای تجویز شدند — عملکرد ریه و سطح اکسیژن خون را بهشکلی متناقض بهبود بخشیدند. شواهد کافی برای نشان دادن هرگونه بهبودی در پیامد بلندمدت وجود نداشت.
مطالعه چکیده کامل
پیشینه
بیماری ریوی در نوزادان نارس اغلب با ادم ریوی، عارضهدار میشود.
اهداف
ارزیابی خطرات و مزایای تجویز یک داروی ادرارآور موثر بر قوس هنله (loop of Henle) در نوزادان نارس مبتلا به بیماری مزمن ریوی (chronic lung disease; CLD) یا در معرض خطر ابتلا به آن.
روشهای جستوجو
از روش جستوجوی استاندارد گروه مروری نوزادان در کاکرین استفاده شد. جستوجوی اولیه شامل پایگاه مرکزی ثبت کارآزماییهای کنترلشده کاکرین (CENTRAL، کتابخانه کاکرین، شماره 1، 2003)، MEDLINE (1966 تا اپریل 2003) و EMBASE (1974 تا 1998) بود. علاوهبر این، چندین کتاب چکیده مقالات انجمنهای ملی و بینالمللی آمریکا و اروپا بهصورت دستی جستوجو شدند. جستوجوهای MEDLINE و Cochrane Central در مارچ 2007 و دسامبر 2010 بهروزرسانی شدند. جستوجو در EMBASE در اپریل 2007 و دسامبر 2010 تکمیل شد. جستوجوهای تکمیلی در CINAHL؛ clinicaltrials.gov و controlled-trials.com در دسامبر 2010 تکمیل شدند.
معیارهای انتخاب
کارآزماییهایی وارد این آنالیز شدند که نوزادان نارس مبتلا به بیماری مزمن ریوی (یا در معرض خطر ابتلا به آن) با حداقل پنج روز سن، همگی بهطور تصادفی برای دریافت یک داروی دیورتیک لوپ (loop diuretic) به صورت خوراکی یا داخل وریدی تخصیص یافتند.
گردآوری و تجزیهوتحلیل دادهها
از روش استاندارد سازمان همکاری کاکرین (Cochrane Collaboration) استفاده شد که در کتابچه راهنمای این سازمان توضیح داده شد. دو نویسنده، تمام دادههای هر مطالعه را بهطور جداگانه استخراج، ارزیابی و کدگذاری کردند. کارآزماییهای موازی (parallel) و متقاطع (cross-over) ترکیب شدند، و در صورت امکان، دادههای اولیه و پیامد نهایی را در مقیاس پیوسته (continuous) با استفاده از فرمول فولمن (Follmann's formula) به نمرات تغییر (change scores) نسبت به ابتدای مطالعه تبدیل کردیم.
نتایج اصلی
تنها داروی دیورتیک لوپ که در شش مطالعه واجد شرایط استفاده شد، فوروزماید بود. بیشتر مطالعات بر شاخصهای پاتوفیزیولوژیکی متمرکز بودند و اثرات آنها را بر پیامدهای بالینی مهم تعریفشده در این مرور، یا عوارض احتمالی درمان با داروهای دیورتیک، ارزیابی نکردند.
در نوزادان نارس < 3 هفته که دچار CLD میشوند، تجویز فوروزماید تاثیرات متناقضی دارد یا هیچگونه تاثیر قابلتشخیصی را بر جای نمیگذارد.
در نوزادان > 3 هفته مبتلا به CLD، یک دوز واحد از فوروزماید داخل وریدی (1 میلیگرم/کیلوگرم) باعث بهبود کمپلیانس ریه و مقاومت مجاری هوایی به مدت یک ساعت میشود. تجویز مداوم فوروزماید، هم اکسیژنرسانی و هم کمپلیانس ریه را بهبود میبخشد.
نتیجهگیریهای نویسندگان
با توجه به عدم دسترسی به دادههای حاصل از کارآزماییهای تصادفیسازیشده در مورد تاثیرات مداخله بر پیامدهای بالینی مهم، براساس شواهد فعلی، استفاده روتین یا مداوم از دیورتیکهای لوپ استنشاقی در نوزادان مبتلا به (یا در معرض خطر ابتلا به) CLD قابل توصیه نیست.
برای ارزیابی تاثیرات تجویز فوروزماید بر بقا (survival)، مدت زمان استفاده از ونتیلاتور و اکسیژندرمانی، طول مدت بستری در بیمارستان، عوارض احتمالی و پیامد بلندمدت، انجام کارآزماییهای تصادفیسازیشده نیاز است.
این متن توسط مرکز کاکرین ایران به فارسی ترجمه شده است.
ین مرور کاکرین در ابتدا به زبان انگلیسی منتشر شد. مسوولیت صحت ترجمه بر عهده تیم ترجمه است که آن را تهیه کرده است. روند ترجمه با دقت انجام شده و از فرآیندهای استاندارد برای تضمین کنترل کیفیت پیروی میکند. با این حال، در صورت عدم تطابق، ترجمههای نادرست یا نامناسب، متن اصلی انگلیسی معتبر است.




