عفونت ویروس هپاتیت C میتواند به هپاتیت مزمن، سیروز و سرطان کبد (هپاتوسلولار کارسینوما) منجر شود. هدف از این مرور سیستماتیک، بررسی تاثیرات درمان با اینترفرون برای بیماران مبتلا به هپاتیت C مزمن بود که قبلا تحت درمان با اینترفرون قرار نگرفتند (قبلا درمان نشدند). این مرور، اثربخشی اینترفرون را بر پیامدهای جایگزین (surrogate outcome) و همچنین تاثیر مطلوب دوزهای بالاتر درمان و مدت زمان طولانیتر تائید کرد. بااینحال، این اثرات با عوارض جانبی بیشتری همراه بودند. بیماران سیروزی در مقایسه با بیماران غیرسیروزی، پاسخ مشابهی به درمان میدهند، اما دادهها، اثربخشی اینترفرون را در بیمارانی که بیوشیمی طبیعی کبد دارند، اثبات نکرده است. اگرچه در حال حاضر، درمان تکدارویی (monotherapy) با اینترفرون درمان استاندارد برای هپاتیت C مزمن محسوب نمیشود، این مرور دوز و مدت زمان مطلوب درمان تکدارویی با اینترفرون را تعریف میکند که ممکن است برای بیمارانی مفید باشد که نمیتوانند درمان ترکیبی را شامل اینترفرون و ریباویرین، که موثرترین درمان موجود حال حاضر است، تحمل کنند.
مطالعه چکیده کامل
یک متاآنالیز قبلی از درمان با اینترفرون در بیماران مبتلا به هپاتیت مزمن C که قبلا درمان نشده بودند، اثربخشی آن را در دستیابی به پاکسازی ویروسی و بهبود وضعیت بیوشیمی و بافتشناسی کبد اثبات کرده است؛ بااینحال، از زمان انتشار آن، کارآزماییهای بیشتری گزارش شدهاند.
اهداف
ارزیابی پاسخ به اینترفرون در بیماران مبتلا به هپاتیت مزمن C که قبلا اینترفرون دریافت نکرده بودند. تاثیر دوز و مدت زمان درمان و پاسخ به درمان در بیماران مبتلا به سیروز و افراد با آمینوترانسفرازهای طبیعی بررسی شدند.
روشهای جستوجو
پایگاه ثبت کارآزماییهای کنترلشده کاکرین (کتابخانه کاکرین، شماره 1، 1999)، MEDLINE (ژانویه 1966 تا دسامبر 1999) و فهرست منابع جستوجو شدند و برای دریافت کارآزماییهای منتشرنشده با شرکتهای داروسازی تماس گرفته شد.
معیارهای انتخاب
کارآزماییهای بالینی تصادفیسازیشدهای انتخاب شدند که اینترفرون را با دارونما (placebo)، عدم درمان، یا رژیمهای مختلف اینترفرون مقایسه کردند. مقالات منتشرشده بهصورت چکیده، حذف شدند.
گردآوری و تجزیهوتحلیل دادهها
معیار پیامد اولیه، ناپدید شدن پایدار HCV RNA سرم (پاسخ پایدار (sustained response; SR) ویرولوژیکی) بود. پاسخهای بیوشیمیایی و پایان درمان، بافتشناسی کبد، و عوارض جانبی نیز ثبت شدند. برای ارزیابی اثربخشی دارو از روشهای Peto و Der Simonian و Laird استفاده شد.
نتایج اصلی
پنجاه و چهار کارآزمایی با 6545 بیمار وارد مطالعه شدند. اینترفرون 3 MU در مقایسه با عدم درمان، سهبار در هفته به مدت 12 ماه احتمال SR ویروسی را افزایش داد (نسبت شانس (OR) Peto؛ 4.60؛ 95% فاصله اطمینان (CI): 1.53 تا 13.85). در این دوز و مدت زمان درمان، میزان SR ویروسی در بیماران تحت درمان با اینترفرون برابر با 17% (95% CI؛ 10% تا 28%) در مقابل 3% (95% CI؛ 1% تا 10%) در گروه کنترل بود. دوز 6 MU موثرتر از 3 MU سهبار در هفته (OR برای درمان 12 ماه: 2.21؛ 95% CI؛ 1.10 تا 4.45)، و طول دوره درمان 12 ماه یا بیشتر موثرتر از شش ماه (OR: 1.87؛ 95% CI؛ 1.30 تا 2.67) بودند. پاسخهای بیوشیمی کبد مشابه بودند. عوارض جانبی با دوزهای بالاتر و مدت زمان طولانی درمان شایعتر بودند. اینترفرون در مقایسه با عدم درمان، احتمال بهبودی در بافتشناسی کبد را افزایش داد (OR: 9.22؛ 95% CI؛ 5.69 تا 14.94). پاسخ به اینترفرون در بیماران سیروزی (SR ویروسی: 17%؛ 95% CI؛ 11% تا 26%) مشابه بیماران غیرسیروزی گزارش شد. بااینحال، اینترفرون در بیمارانی که آمینوترانسفرازهای طبیعی داشتند، موثرتر از گروه کنترل ظاهر نشد.
نتیجهگیریهای نویسندگان
اینترفرون در پاکسازی ویروس و بهبودی در بیوشیمی و بافتشناسی کبد در بیماران مبتلا به هپاتیت C مزمن که قبلا اینترفرون مصرف نکردند، موثر است. دوزهای بالاتر و مدت زمان طولانیتر موثرتر هستند، اما به قیمت عوارض جانبی بیشتر. اینترفرون با مزایای مشابهی در بیماران مبتلا به سیروز همراه است، اما اثربخشی آن در بیماران با آمینوترانسفرازهای طبیعی اثبات نشده است.
این متن توسط مرکز کاکرین ایران به فارسی ترجمه شده است.
ین مرور کاکرین در ابتدا به زبان انگلیسی منتشر شد. مسوولیت صحت ترجمه بر عهده تیم ترجمه است که آن را تهیه کرده است. روند ترجمه با دقت انجام شده و از فرآیندهای استاندارد برای تضمین کنترل کیفیت پیروی میکند. با این حال، در صورت عدم تطابق، ترجمههای نادرست یا نامناسب، متن اصلی انگلیسی معتبر است.