اترولیزوماب برای درمان کولیت اولسراتیو فعال

کولیت اولسراتیو (ulcerative colitis) چیست؟
کولیت اولسراتیو یک بیماری التهابی طولانی-مدت (مزمن) روده است. نشانه‌های آن شامل درد (کرامپ شکمی)، نیاز مکرر به اجابت مزاج (فوریت دفع مدفوع) و اسهال خونی است. هنگامی که افراد مبتلا دچار نشانه‌های این بیماری می‌شوند، به آن حالت «فعال» گفته می‌شود و زمانی که نشانه‌ها وجود ندارد حالت «بهبودی» نامیده می‌شود.

اترولیزوماب (etrolizumab) چیست؟
اترولیزوماب یک داروی بیولوژیک است. این دارو با استفاده از یک سرنگ یا به زیر پوست یا به داخل ورید تزریق می‌شود (داخل وریدی). داروی بیولوژیک سیستم ایمنی را سرکوب می‌کند و باعث کاهش التهاب همراه با کولیت اولسراتیو می‌شود.

پژوهشگران چه موضوعی را بررسی کردند؟
پژوهشگران به این نکته پرداختند که اترولیزوماب می‌تواند نشانه‌های کولیت اولسراتیو را در افراد مبتلا به بیماری فعال متوقف کند، و این که این دارو سبب ایجاد آسیبی (عوارض جانبی) می‌شود یا خیر. محققان کلیه منابع علمی پزشکی را تا 12 مارچ 2015 جست‌وجو کردند.

پژوهشگران به چه نتایجی دست یافتند؟
پژوهشگران دو مطالعه را شناسایی کردند که در مجموع شامل 172 شرکت‌کننده مبتلا به کولیت اولسراتیو متوسط تا حاد بوده و در درمان با داروهای ساپرس کننده ایمنی (به عنوان مثال استروئیدها) یا دیگر داروهای بیولوژیک شکست خورده‌ بودند. هر دو مطالعه اترولیزوماب را با دارونما (placebo) (یک داروی ساختگی) مقایسه کرده بودند. هر دو مطالعه دارای کیفیت بالایی بودند. مطالعه کوچک‌تر (48 شرکت‌کننده) هیچ تفاوتی در نرخ بهبودی بین اترولیزوماب و دارونما در 10 هفته نشان نداد. مطالعه بزرگ‌تر (124 شرکت‌کننده) هیچ تفاوتی بین اترولیزوماب و دارونما در نسبت شرکت‌کنندگانی که بهبودی در هفته 6 را تجربه کرده بودند، نشان نداد. با این حال تفاوتی با اهمیت آماری در نرخ بهبودی در هفته 10 در گروه اترولیزوماب نسبت به دارونما دیده شد. در مطالعه بزرگ‌تر (124 شرکت‌کننده) افراد گروه دارونما نسبت به افراد گروه اترولیزوماب بیشتر احتمال داشت که حداقل یک عارضه جانبی را نشان دهند. عوارض جانبی شایع در این مطالعه شامل بدتر شدن کولیت اولسراتیو، نازوفارنژیت (سرماخوردگی)، اختلالات سیستم عصبی، سردرد و آرتالژی (درد مفاصل) بود. در مطالعه دیگر (48 شرکت‌کننده) تفاوتی در نرخ عوارض جانبی بین گروه‌های دارونما و اترولیزوماب وجود نداشت. عوارض جانبی شایع در این مطالعه شامل بدتر شدن کولیت اولسراتیو، سردرد، خستگی (احساس خستگی)، درد شکم، سرگیجه، نازوفارنژیت (سرماخوردگی)، تهوع، آرتالژی (درد مفاصل) و عفونت مجاری ادراری (UTI) بود. هیچ تفاوت معنی‌داری در نسبت بیمارانی که دچار عوارض جانبی جدی شده بودند، در گروه‌های اترولیزوماب و دارونما وجود نداشت. عوارض جانبی جدی شامل بدتر شدن کولیت اولسراتیو و عفونت بود.

ممکن است اترولیزوماب برای القای بهبودی در افراد مبتلا به فرم متوسط تا شدید کولیت اولسراتیو که در درمان‌های دیگر شکست خورده‌اند، بهتر از دارونما باشد. دوزهای مختلف اترولیزوماب بررسی شد اما مشخص نشد که چه دوزی موثرترین است. مطالعات بیشتر برای تعیین اثربخشی و بی‌خطری اترولیزوماب در بیماران مبتلا به فرم متوسط تا شدید کولیت اولسراتیو مورد نیاز است. در حال حاضر هفت مطالعه در حال انجام در مورد تاثیر اترولیزوماب در درمان کولیت اولسراتیو وجود دارد. این مطالعات اطلاعات جدید و مهمی در مورد اثربخشی، بی‌خطری و دوز ایده‌آل اترولیزوماب برای درمان افراد مبتلا به فرم متوسط تا شدید کولیت اولسراتیو را فراهم می‌کند.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان: 

شواهد با کیفیت متوسط نشان داد که اترولیزوماب ممکن است یک درمان القایی موثر برای برخی از بیماران مبتلا به کولیت اولسراتیو متوسط تا شدید باشد که درمان متداول در آنها شکست خورده است. با توجه به تعداد کم بیماران در زیر-گروه‌های دوزهای مختلف، دوز مناسب اترولیزوماب مشخص نیست. با توجه به داده‌های پراکنده، در مورد خطر عوارض جانبی و عوارض جانبی جدی نامطمئن هستیم. مطالعات بیشتری برای تعیین اثربخشی و بی‌خطری اترولیزوماب در این گروه بیماران مورد نیاز است. فاز III پنج کارآزمایی اترولیزوماب در حال انجام و دو مطالعه برچسب-باز (open-label) در حال انجام وجود دارد که اطلاعات جدید و مهمی در مورد اثربخشی، بی‌خطری و دوز مناسب این دارو برای درمان UC فراهم می‌کنند.

خلاصه کامل را بخوانید...
پیشینه: 

اترولیزوماب (rhuMAb beta7) یک آنتی‌اینتگرین است که به طور انتخابی زیر-واحد β7 را از اینتگرین‌های α4β7 و αEβ7 که در پاتوژنژ کولیت اولسراتیو (ulcerative colitis) نقش دارند، هدف می‌گیرد.

اهداف: 

اهداف این مرور، سنجش اثربخشی و بی‌خطری (safety) اترولیزوماب برای القای بهبود در کولیت اولسراتیو است.

روش‌های جست‌وجو: 

ما PubMed؛ MEDLINE؛ EMBASE و کتابخانه کاکرین (CENTRAL) را از آغاز تا 12 مارچ 2015 جست‌وجو کردیم. منابع و چکیده مقالات کنفرانس‌ها نیز برای شناسایی مطالعات بیشتر جست‌وجو شدند.

معیارهای انتخاب: 

کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) که در آنها اترولیزوماب با دارونما (placebo) یا هر مقایسه کننده فعال دیگر در بیماران مبتلا به کولیت اولسراتیو مقایسه شده بود، در این مرور گنجانده شدند.

گردآوری و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها: 

دو نویسنده به‌طور مستقل از هم مطالعات را برای گنجانده شدن در مرور غربالگری کردند و کیفیت روش‌شناسی را ارزیابی و داده‌ها را استخراج کردند. کیفیت روش‌شناسی را با استفاده از ابزار خطر سوگیری (bias) کاکرین ارزیابی کردیم. پیامد اولیه، شکست در القای بهبودی بالینی بود (آن گونه که در مطالعات اولیه تعریف شده). پیامد ثانویه عبارت بودند از ناتوانی در القای بهبود بالینی (آن گونه که توسط مطالعات اولیه تعریف شده)، ناتوانی در القای بهبودی آندوسکوپیک (آن گونه که توسط مطالعات اولیه تعریف شده)، عوارض جانبی، عوارض جانبی جدی، انصراف از حضور در مطالعه به علت عوارض جانبی و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت (آن گونه که توسط مطالعات اولیه تعریف شده). کیفیت کلی شواهد را با استفاده از معیارهای درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) ارزیابی کردیم. خطر نسبی (RR) و 95% فاصله اطمینان (CI) متناظر را برای هر پیامد دو-حالتی محاسبه کردیم.

نتایج اصلی: 

دو RCT با 172 شرکت‌کننده مبتلا به کولیت اولسراتیو متوسط تا شدید که به درمان‌های معمول پاسخ نداده بودند، معیارهای گنجانده شدن در این مرور را داشتند. هر دو مطالعه در معرض خطر پائین سوگیری ارزیابی شدند. داده‌های مربوط به اثربخشی حاصل از دو مطالعه وارد شده را به دلیل تفاوت در دوز و شیوه تجویز، تجمیع نکردیم. فاز I مطالعه کوچک، تفاوت‌هایی با اهمیت آماری بین اترولیزوماب و دارونما (placebo) در نسبت بیمارانی که وارد دوره بهبودی می‌شدند (RR: 1.04؛ 95% CI؛ 1.04 تا 1.69؛ 23 شرکت‌کننده) یا در هفته 10 به درمان پاسخ می‌دادند (RR: 1.67؛ 95% CI؛ 0.26 تا 10.82؛ 23 شرکت‌کننده)، نشان نداد. فاز II مطالعه، گزارشی از ناکامی در ورود به بهبودی بالینی در هفته‌های 6 و 10 ارائه کرد. %91 از بیماران (71/78) گروه اترولیزوماب و 95% از بیماران گروه دارونما (39/41) نتوانستند در هفته 6 بهبودی را تجربه کنند (RR: 0.96؛ 95% CI؛ 0.87 تا 1.06). تجزیه‌و‌تحلیل زیر-گروه، تفاوت‌هایی با اهمیت آماری بین دوزهای مختلف نشان نداد. در هفته 10 درمان، تفاوتی با اهمیت آماری به نفع اترولیزوماب در مقایسه با دارونما در نرخ بهبودی بالینی دیده شد. میان افرادی که اترولیزوماب دریافت کرده بودند، 85% (66/78) نتوانستند بهبودی را در هفته 10 تجربه کنند که در گروه دارونما این میزان 100% (41/41) بود (RR: 0.86؛ 95% CI؛ 0.77 تا 0.95). تجزیه‌و‌تحلیل زیر-گروه در مورد دوز، تفاوتی با اهمیت آماری را به نفع تجویز 100 میلی‌گرم اترولیزوماب در برابر دارونما در نرخ بهبودی بالینی نشان داد (RR: 0.81؛ 95% CI؛ 0.68 تا 0.96)، اما در دوز 300 میلی‌گرم اترولیزوماب در برابر دارونما این اتفاق نیفتاد (RR: 0.91؛ 95% CI؛ 0.80 تا 1.03). ناهمگونی معناداری در این مقایسه دیده نشد (0.28 = P؛ I2 = 13.5%). تجزیه‌و‌تحلیل GRADE نشان داد کیفیت کلی شواهد در مورد پیامدهای بهبودی بالینی در سطح متوسط بود که ناشی از داده‌های پراکنده و اندک در این زمینه بودند. هر دو مطالعه وارد شده، بی‌خطری (safety) دارو را گزارش داده بودند. پیامد عوارض جانبی در ابتدا تجمیع شد، اما در نهایت این تجزیه‌و‌تحلیل به دلیل ناهمگونی بالا حذف شد (I2 = 88%). فاز یک مطالعه، تفاوت‌هایی با اهمیت آماری بین اترولیزوماب و دارونما در نسبت بیمارانی که حداقل یک عارضه جانبی داشتند، نشان نداد. نودوپنج درصد (36/38) از بیماران دریافت کننده اترولیزوماب در مقایسه با 100% (10/10) از بیماران گروه دارونما حداقل دچار یک عارضه جانبی شده بودند (RR: 0.98؛ 95% CI؛ 0.84 تا 1.14). عوارض جانبی شایع گزارش شده در فاز یک مطالعه شامل تشدید UC، سردرد، خستگی، درد شکم، سرگیجه، نازوفارنژیت، تهوع، درد مفاصل و عفونت مجاری ادراری (UTI) بود. تفاوتی با اهمیت آماری بین نسبت بیمارانی که با مصرف اترولیزوماب و مصرف دارونما دچار حداقل یک عارضه جانبی شدند، وجود داشت. پنجاه‌وشش درصد (44/78) از بیماران تحت درمان با اترولیزوماب در مقایسه با 79% از بیماران دریافت کننده دارونما، حداقل یک عارضه جانبی را تجربه کردند (RR: 0.71؛ 95% CI؛ 0.55 تا 0.91). تجزیه‌و‌تحلیل GRADE نشان می‌دهد کیفیت کلی شواهد برای این پیامد با توجه به داده‌های پراکنده، در سطح متوسط بود. عوارض جانبی شایع گزارش شده در فاز دوم مطالعه شامل بدتر شدن UC، نازوفارنژیت، اختلالات سیستم عصبی، سردرد و درد مفاصل بودند. تجزیه‌و‌تحلیل تجمعی دو مطالعه تفاوتی با اهمیت آماری را در نسبت بیمارانی که عوارض جانبی جدی داشتند، نشان نداد. دوازده درصد (14/116) از بیماران گروه اترولیزوماب در مقایسه با 12% از بیماران گروه دارونما (6/49) دچار یک عارضه جانبی جدی شدند (RR: 0.92؛ 95% CI؛ 0.36 تا 2.34). تجزیه‌و‌تحلیل GRADE کیفیت کلی شواهد را برای این پیامد با توجه به داده‌های بسیار پراکنده (20 حادثه)، در سطح پائین نشان داد. عوارض جانبی جدی شایع شامل بدتر شدن UC، اختلال در بهبود زخم و پریتونیت باکتریایی بود.

یادداشت‌های ترجمه: 

این متن توسط مرکز کاکرین ایران به فارسی ترجمه شده است.

Tools
Information
اشتراک گذاری