در حال حاضر کلهسیستکتومی به روش لاپاروسکوپی (خارج کردن کیسه صفرا از طریق سوراخ کلید) روش ارجح درمان سنگ کیسه صفرا است. در طول کلهسیستکتومی به روش لاپاروسکوپی، لازم است مجرای سیستیک (مجرای اتصالدهنده کیسه صفرا و مجرای صفراوی) بهطور دائم مسدود شود. در مجموع سه کارآزمایی شامل 255 بیمار، واجد شرایط برای این مرور از کارآزماییهای بالینی تصادفیسازیشده بودند. دو کارآزمایی، 150 بیمار را بهصورت تصادفی به دو گروه گیرههای قابل جذب (n = 75) و گیرههای غیرقابل جذب (n = 75) تقسیم کردند. کارآزمایی سوم، 105 بیمار را بهصورت تصادفی به دو گروه لیگاتورهای قابل جذب (53 نفر) و گیرههای غیرقابل جذب (52 نفر) تقسیم کرد. هر سه کارآزمایی دارای خطر بالای سوگیری (bias) بودند. هیچ تفاوتی در میزان ابتلا به عوارض میان گروهها وجود نداشت. طول دوره جراحی در گروه لیگاتور قابل جذب، 12 دقیقه بیشتر از گروه تصادفیسازیشده برای دریافت گیرههای غیرقابل جذب بود. طول دوره و روش پیگیری برای تعیین بروز عوارض طولانیمدت کافی نبودند. بهدلیل حجمنمونه کوچک، دوره کوتاه پیگیری و عدم ارائه گزارش از پیامدهای مهم در کارآزماییهای واردشده، قادر به تعیین مزایا و خطرات روشهای مختلف بستن مجرای سیستیک نیستیم. انجام کارآزماییهای جدید با دورههای طولانی پیگیری و ارزیابی پیامدهای مهم ضروری هستند. چنین کارآزماییهایی باید بهخوبی طراحی شوند تا خطر خطاهای تصادفی (random errors) و خطاهای سیستماتیک کاهش یابند.
مطالعه چکیده کامل
در طول کلهسیستکتومی به روش لاپاروسکوپی، لازم است مجرای سیستیک (cystic duct) بهطور دائم مسدود شود. بهطور مرسوم، این کار از طریق استفاده از گیرههای فلزی غیرقابل جذب انجام میشود. استفاده از مواد قابل جذب برای بستن مجرای سیستیک بهدلایل مختلف بهعنوان جایگزینی برای گیرههای فلزی پیشنهاد شده است.
اهداف
ارزیابی مزایا و خطرات روشهای مختلف بستن مجرای سیستیک در بیمارانی که تحت کلهسیستکتومی به روش لاپاروسکوپی قرار میگیرند.
روشهای جستوجو
پایگاه ثبت کارآزماییهای کنترلشده گروه هپاتوبیلیاری در کاکرین ، پایگاه مرکزی ثبت کارآزماییهای کنترلشده کاکرین در کتابخانه کاکرین ، MEDLINE؛ EMBASE ؛ و Science Citation Index Expanded را تا آگوست 2010 جستوجو کردیم.
معیارهای انتخاب
ما تمام کارآزماییهای بالینی تصادفیسازیشدهای را وارد کردیم که روشهای مختلف بستن مجرای سیستیک را مقایسه کردند.
گردآوری و تجزیهوتحلیل دادهها
دادههای مربوط به ویژگیها، کیفیت روششناسی (methodology)، آسیب مجرای صفراوی، نشت صفرا، مدت زمان جراحی، و بروز سنگ مجرای صفراوی مشترک عودکننده را از هر کارآزمایی جمعآوری کردیم. دادهها را با هر دو مدل اثر ثابت (fixed-effect) و مدل اثرات تصادفی (random-effects model) و با استفاده از نرمافزار RevMan Analysis آنالیز کردیم. برای هر پیامد، خطر نسبی (RR) را در حضور بیشاز یک کارآزمایی برای پیامد، یا تفاوت میانگین (MD) با 95% فاصله اطمینان (CI) را براساس آنالیز قصد درمان (intention-to-treat) محاسبه کردیم. در حضور فقط یک کارآزمایی برای یک پیامد دوحالتی (dichotomous)، تست دقیق فیشر (Fisher's exact test) را انجام دادیم.
نتایج اصلی
سه کارآزمایی شامل 255 بیمار، واجد شرایط برای این مرور بودند. در دو مورد از آنها، در مجموع 150 بیمار بهصورت تصادفی به دو گروه استفاده از گیرههای قابل جذب (n = 75) و گیرههای غیرقابل جذب (n = 75) تقسیم شدند. در کارآزمایی سوم، در مجموع 105 بیمار بهصورت تصادفی به دو گروه لیگاتورهای قابل جذب (n = 53) و گیرههای غیرقابل جذب (n = 52) تقسیم شدند. هر سه کارآزمایی دارای خطر بالای سوگیری (bias) بودند. هیچ تفاوتی در میزان ابتلا به عوارض میان گروهها وجود نداشت. طول دوره جراحی (MD؛ 12.00 دقیقه، 95% CI؛ 1.59 تا 22.41) در گروه لیگاتور قابل جذب نسبت به گیرههای غیرقابل جذب، بهطور معنیداری از نظر آماری بیشتر بود. طول دوره و روش پیگیری برای تعیین بروز عوارض طولانیمدت کافی نبودند.
نتیجهگیریهای نویسندگان
بهدلیل حجمنمونه کوچک، دوره کوتاه پیگیری و عدم ارائه گزارش از پیامدهای مهم در کارآزماییهای واردشده، قادر به تعیین مزایا و خطرات روشهای مختلف بستن مجرای سیستیک نیستیم. انجام کارآزماییهای تصادفیسازیشده با توان آزمون کافی و خطر سوگیری پائین و با دورههای طولانی پیگیری و ارزیابی تمام پیامدهای مهم برای بیماران و متخصصان، ضروری است.
این متن توسط مرکز کاکرین ایران به فارسی ترجمه شده است.
ین مرور کاکرین در ابتدا به زبان انگلیسی منتشر شد. مسوولیت صحت ترجمه بر عهده تیم ترجمه است که آن را تهیه کرده است. روند ترجمه با دقت انجام شده و از فرآیندهای استاندارد برای تضمین کنترل کیفیت پیروی میکند. با این حال، در صورت عدم تطابق، ترجمههای نادرست یا نامناسب، متن اصلی انگلیسی معتبر است.




