این متاآنالیز «چتر (umbrella)»، آگونیستهای دوپامین را به عنوان یک دسته دارویی در مراحل اولیه بیماری پارکینسون ارزیابی میکند. بیست و نه کارآزمایی واجد شرایط، شامل 5247 شرکتکننده، شناسایی شدند. این مطالعه گزارشهای حاصل از کارآزماییهای فردی را تائید میکند که عوارض حرکتی با آگونیستهای دوپامین در مقایسه با لوودوپا کاهش مییابند، اما نشان میدهد که دیگر عوارض جانبی مهم نیز افزایش یافته و کنترل نشانهها با آگونیستها ضعیفتر است. متاسفانه، تعادل بین خطرات و مزایا هنوز مشخص نیست و این امر نیاز به انجام مطالعات بیشتر را برای ارزیابی کیفیت کلی زندگی و معیارهای اقتصادی ارزیابیشده توسط بیمار به عنوان پیامدهای اولیه آنها برجسته میکند.
مطالعه چکیده کامل
آگونیستهای دوپامین بهطور فزایندهای به عنوان درمان خط اول بیماری پارکینسون استفاده میشوند، اما در مورد اثربخشی بالینی و مقرونبهصرفه بودن آنها نسبت به لوودوپا همچنان عدم قطعیت وجود دارد.
اهداف
این متاآنالیز با هدف تعیین قابل اعتمادتر مزایا و خطرات آگونیستهای دوپامین در مقایسه با دارونما (placebo) یا لوودوپا در مراحل اولیه بیماری پارکینسون انجام شد.
روشهای جستوجو
ما CENTRAL (کتابخانه کاکرین) ، MEDLINE؛ EMBASE؛ PubMed؛ LILACS و Web of Science را به همراه مجلات اصلی در این زمینه، کتابهای چکیده، مجموعه مقالات کنفرانسها و فهرست منابع مقالات بازیابی شده جستوجو کردیم.
معیارهای انتخاب
کارآزماییهای تصادفیسازیشده که یک آگونیست دوپامین خوراکی (با یا بدون لوودوپا) را در مقابل دارونما یا لوودوپا یا هر دو مورد دارونما و لوودوپا در شرکتکنندگان مبتلا به مراحل اولیه بیماری پارکینسون مقایسه کردند.
گردآوری و تجزیهوتحلیل دادهها
دو نویسنده بهطور مستقل از هم دادههای مربوط به ناتوانی براساس ارزیابی پزشک، عوارض حرکتی، دیگر عوارض جانبی، پیروی از درمان، دوز لوودوپا و مرگومیر استخراج کردند.
نتایج اصلی
بیست و نه کارآزمایی واجد شرایط، شامل 5247 شرکتکننده، شناسایی شدند. شرکتکنندگانی که به صورت تصادفی به گروه آگونیست دوپامین اختصاص یافتند، نسبت به شرکتکنندگان تحت درمان با لوودوپا، کمتر احتمال داشت که دچار دیسکینزی (dyskinesia) (نسبت شانس (OR): 0.51؛ 95% فاصله اطمینان (CI): 0.43 تا 0.59؛ P < 0.00001)، دیستونی (dystonia) (OR: 0.64؛ 95% CI؛ 0.51 تا 0.81؛ P = 0.0002) و نوسانات حرکتی (OR: 0.75؛ 95% CI؛ 0.63 تا 0.90؛ P = 0.002) شوند. بااینحال، عوارض جانبی مختلف «غیرحرکتی»، از جمله ادم (OR: 3.68؛ 95% CI؛ 2.62 تا 5.18؛ P < 0.00001)، خوابآلودگی (OR: 1.49؛ 95% CI؛ 1.12 تا 2.00؛ P = 0.007)، یبوست (OR: 1.59؛ 95% CI؛ 1.11 تا 2.28؛ P = 0.01)، سرگیجه (OR: 1.45؛ 95% CI؛ 1.09 تا 1.92؛ P = 0.01)، توهم (OR: 1.69؛ 95% CI؛ 1.13 تا 2.52؛ P = 0.01) و حالت تهوع (OR: 1.32؛ 95% CI؛ 1.05 تا 1.66؛ P = 0.02) همگی در شرکتکنندگان تحت درمان با آگونیست دوپامین افزایش یافتند (در مقایسه با شرکتکنندگان درمانشده با لوودوپا). شرکتکنندگان تحت درمان با آگونیست دوپامین همچنین به طور قابل توجهی بیشتر احتمال داشت که به دلیل عوارض جانبی درمان را قطع کنند (OR: 2.49؛ 95% CI؛ 2.08 تا 2.98؛ P < 0.00001). در نهایت، کنترل علامتی بیماری پارکینسون با لوودوپا بهتر از آگونیستها بود، اما دادهها برای انجام متاآنالیز بیشازحد متناقض و ناقص گزارش شدند.
نتیجهگیریهای نویسندگان
این متاآنالیز تائید میکند که عوارض حرکتی با آگونیستهای دوپامین در مقایسه با لوودوپا کاهش مییابند، اما همچنین ثابت میکند که دیگر عوارض جانبی مهم افزایش یافتند و کنترل نشانهها با آگونیستها ضعیفتر است. برای ارزیابی قابل اعتمادتر تعادل مزایا و خطرات آگونیستهای دوپامین در مقایسه با لوودوپا، انجام کارآزماییهای مشابه بزرگتر و بلندمدتتری نیاز است که کیفیت زندگی را براساس ارزیابی خود بیمار بررسی کنند.
این متن توسط مرکز کاکرین ایران به فارسی ترجمه شده است.