اسکیزوفرنی (schizophrenia) یک اختلال روانی عمده است که حدود 1% از جمعیت عمومی را تحت تاثیر قرار میدهد. نشانههای این اختلال بهطور قابل توجهی بر عملکرد اجتماعی، شغلی و بینفردی شخص مبتلا تاثیر میگذارد. با وجود درمانهای امیدوارکننده برای اسکیزوفرنی در پنجاه سال گذشته، دستکم یک-پنجم تا یک-سوم افراد مبتلا به درمان پاسخ نمیدهند. در چنین مواردی، ممکن است داروهای کمکی برای بهبود پاسخ به درمان تجویز شوند. یکی از این داروها، لاموتریژین (lamotrigine) است که در اصل برای درمان بیماری صرع (غش) مطرح شد. تاکنون هیچ آنالیز سیستماتیکی روی گزارشهایی که مزیت لاموتریژین را برای افراد مبتلا به اسکیزوفرنی پیشنهاد کردهاند، صورت نگرفته است؛ ازاینرو، اقدام به انجام این مرور کردیم.
بانکهای اطلاعاتی اصلی پزشکی را برای یافتن مطالعاتی جستوجو کردیم که استفاده از لاموتریژین را در افراد مبتلا به اسکیزوفرنی بررسی کردند. پنج مطالعه مرتبط را شناسایی کردیم که براساس استانداردهای پژوهشی موجود انجام شدند. در مجموع، 537 فرد مبتلا به اسکیزوفرنی در این پنج مطالعه شرکت کردند. شرکتکنندگان درجات مختلفی را از مقاومت نسبت به درمانهای معمول نشان دادند و بهطور تصادفیسازیشده در گروههایی قرار گرفتند تا علاوهبر داروهای معمول خود، لاموتریژین یا دارونما (placebo) را دریافت کنند. دادههای مربوط به اثربخشی فقط برای کمتر از 70 شرکتکننده قابل آنالیز بودند. لاموتریژین در صورتی موثر تلقی شد که نمرات پرسشنامه، کاهش بیشتری را نسبت به افراد دریافتکننده دارونما نشان داد. میزان این تاثیر در مقایسه با دارونما، کوچک بود.
دادههای مربوط به عوارض جانبی از سه مطالعه در دسترس بودند. میزان وقوع تهوع در افرادی که لاموتریژین دریافت کردند، بالاتر بود. به جز این مورد، عوارض جانبی شایع شامل سردرد و سرگیجه بودند.
شواهد موجود نشان نمیدهند که افزودن لاموتریژین راهکاری فوقالعاده و چشمگیر برای افراد مبتلا به اسکیزوفرنی مقاوم به درمان باشد، اما نتایج حاکی از تاثیر مثبت آن بر نشانههای اسکیزوفرنی است. بااینحال، برای تائید میزان واقعی مزیت و بیخطر بودن این دارو، انجام مطالعات بیشتر و با تعداد شرکتکنندگان بیشتر مورد نیاز است. این مرور بهدلیل ارائه ضعیف دادهها در مطالعات منفرد، با محدودیت مواجه است.
مطالعه چکیده کامل
درمان 20% تا 30% از افراد مبتلا به اسکیزوفرنی (schizophrenia) که نشانههای آنها به درمان مقاوم است، میتواند چالشبرانگیز باشد. در مطالعات مقدماتی، افزودن لاموتریژین (lamotrigine) به درمان فعلی آنتیسایکوتیک (antipsychotic)، مزایایی را نشان داده است.
اهداف
ارزیابی تاثیرات لاموتریژین بهعنوان درمان کمکی برای افراد مبتلا به اسکیزوفرنی و سایکوزهای شبه-اسکیزوفرنی.
روشهای جستوجو
پایگاه ثبت کارآزماییهای گروه اسکیزوفرنی در کاکرین (فوریه 2006)، و منابع تمام مطالعات شناساییشده را برای یافتن کارآزماییهای بیشتر جستوجو کردیم. همچنین برای دستیابی به اطلاعات بیشتر با نویسندگان کارآزماییها تماس گرفتیم.
معیارهای انتخاب
تمامی کارآزماییهای بالینی و تصادفیسازیشدهای را وارد این مرور کردیم که به مقایسه لاموتریژین با دارونما (placebo) یا دیگر راهکارهای تقویت درمان با داروهای آنتیسایکوتیک پرداختند.
گردآوری و تجزیهوتحلیل دادهها
دادهها را بهطور مستقل از هم استخراج کردیم. برای دادههای دوحالتی (dichotomous data) همگون، نسبت خطر (relative risk) مدل اثرات تصادفی (random effects)، و 95% فواصل اطمینان (CI) و در صورت لزوم، تعداد افراد مورد نیاز برای درمان (numbers needed to treat; NNT) را براساس قصد درمان (intention-to-treat; ITT) محاسبه کردیم. برای دادههای پیوسته (continuous data)، تفاوت میانگین وزندهیشده (weighted mean difference; WMD) را بهدست آوردیم.
نتایج اصلی
پنج کارآزمایی مرتبط (با مجموع 537 شرکتکننده) را یافتیم، اما هیچ داده قابل استفادهای در مورد پیامدهای خدمات درمانی، عملکرد کلی، رفتار، میزان مشارکت در خدمات درمانی، رضایت از درمان یا پیامدهای اقتصادی وجود نداشت. در مجموع، گزارشدهی دادهها ضعیف بود. دادههای قابل استفاده نشان دادند که نسبتهای برابری از افراد اختصاصیافته به گروههای لاموتریژین یا دارونما، هیچگونه پاسخ کلی (global response) به درمان نداشتند (208=n؛ 1 RCT؛ RR: 1.06؛ 95% CI؛ 0.73 تا 1.54). تفاوت معنیداری میان گروهها از نظر نسبتی از افراد که وضعیت روانیشان بهبود نیافت، وجود نداشت (n=297؛ 3 RCT؛ RR: 1.26؛ 95% CI؛ 0.81 تا 1.97). بااینحال، کاهش معنیداری در نمرات کل شاخص PANSS (n=67؛ 2 RCT؛ WMD: -16.88؛ 95% CI؛ 8.57- تا 25.18-؛ p=0.0001)، نمرات زیرمقیاس نشانه مثبت (n=65؛ 2 RCT؛ WMD: -5.10؛ 95% CI؛ 8.86- تا 1.34-) و نمرات زیرمقیاس نشانه منفی (n=67؛ 2 RCT؛ WMD: -5.25؛ 95% CI؛ 7.07- تا 3.43-) مشاهده شد. بیشتر معیارهای شناختی، تفاوتی را نشان ندادند (n=329؛ 2 RCT؛ RR برای عدم دستیابی به نمره ترکیبی 0.5 در آزمون BACS برابر با 1.10؛ 95% CI؛ 0.59 تا 2.04). نسبتی از شرکتکنندگان که در هفته 12 مطالعات را ترک کردند، حدود 25% بود (n=537؛ 5 RCT؛ RR: 0.96؛ 95% CI؛ 0.71 تا 1.29). بیماران گروه دریافتکننده لاموتریژین بسیار بیشتر از افراد گروه دارونما دچار عارضه جانبی شدند (n=429؛ 2 RCT؛ RR: 1.19؛ 95% CI؛ 1.02 تا 1.38؛ NNH: 10؛ 95% CI؛ 5 تا 90). میان بسیاری از تاثیرات ذکرشده، فقط میزان تهوع در گروه لاموتریژین بهطور معنیداری بیشتر (9%) از گروه دارونما بود (n=465؛ 3 RCT؛ RR: 2.26؛ 95% CI؛ 1.05 تا 4.88).
نتیجهگیریهای نویسندگان
شواهد مربوط به استفاده از لاموتریژین بهعنوان درمان کمکی برای افراد مبتلا به اسکیزوفرنی چندان قوی نیست، بنابراین برای تعیین جایگاه آن در طبابت بالینی روزمره، انجام کارآزماییهای تصادفیسازیشده در ابعاد بزرگ و مناسب از نظر طراحی، اجرا و گزارشدهی در شرایط واقعی مورد نیاز است.
این متن توسط مرکز کاکرین ایران به فارسی ترجمه شده است.
ین مرور کاکرین در ابتدا به زبان انگلیسی منتشر شد. مسوولیت صحت ترجمه بر عهده تیم ترجمه است که آن را تهیه کرده است. روند ترجمه با دقت انجام شده و از فرآیندهای استاندارد برای تضمین کنترل کیفیت پیروی میکند. با این حال، در صورت عدم تطابق، ترجمههای نادرست یا نامناسب، متن اصلی انگلیسی معتبر است.