توکسوپلاسموز مغزی (cerebral toxoplasmosis) یا مننگوآنسفالیت توکسوپلاسمایی (toxoplasmic meningoencephalitis) (به اختصار TE) یکی از نخستین عفونتهای فرصتطلبی بود که در بیماران مبتلا به ویروس نقص سیستم ایمنی انسانی (human immunodeficiency virus; HIV) گزارش شد. درمان TE در مقایسه با دیگر عفونتهای فرصتطلب نسبتا موفقیتآمیز بوده است. پیشاز معرفی درمان آنتیرتروویروسی بسیار فعال (highly active antiretroviral therapy; HAART)، میانه بقا (survival) در بیمارانی که قادر به تحمل سمیّت درمان TE بودند، بیشاز یک سال گزارش شده بود. دسترسی به HAART در جنوب صحرای آفریقا، که بیشتر بیماران مبتلا به HIV در آن زندگی میکنند، بهطور فزایندهای در حال گسترش است. بسیاری از بیماران در آفریقا فقط پساز ابتلا به عفونتهای فرصتطلب مانند TE، مبتلا به HIV تشخیص داده میشوند. ازاینرو، مدیریت مطلوب عفونتهای فرصتطلب مانند TE مهم است تا بیماران بتوانند از مزایای آغاز متعاقب HAART بهرهمند شوند. هدف از این مرور، تعیین موثرترین درمان برای TE در بزرگسالان مبتلا به HIV بود. رژیمهای درمانی مختلف از نظر پاسخ بالینی و رادیولوژیکی، مورتالیتی، موربیدیتی، و عوارض جانبی جدی با یکدیگر مقایسه شدند. سه کارآزمایی یافت شدند که با معیارهای ورود به این مرور مطابقت داشتند. دو کارآزمایی به مقایسه پیریمتامین بههمراه سولفادیازین (pyrimethamine plus sulfadiazine; P+S) در مقابل پیریمتامین بههمراه کلیندامایسین (pyrimethamine plus clindamycin; P+C) پرداختند. یک کارآزمایی P+S را با تریمتوپریم-سولفامتوکسازول (trimethoprim-sulfamethoxazole; TMP-SMX) مقایسه کرد.
شواهد موجود نشان نمیدهند که یکی از رژیمهای درمانی برای درمان TE بر دیگر رژیمها برتری دارد. انتخاب درمان در اغلب موارد با توجه به درمانهای موجود انجام خواهد شد. براساس شواهد موجود، به نظر میرسد TMP-SMX یک درمان جایگزین موثر برای TE در مناطق فقیرنشینی است که در آنها P+S در دسترس نیست.
مطالعه چکیده کامل
توکسوپلاسموز مغزی (cerebral toxoplasmosis) یا مننگوآنسفالیت توکسوپلاسمایی (toxoplasmic meningoencephalitis) (که از این پس بهاختصار TE نامیده میشود) یکی از نخستین عفونتهای فرصتطلبی بود که در بیماران مبتلا به ویروس نقص سیستم ایمنی انسانی (human immunodeficiency virus; HIV) گزارش شد. درمان TE در مقایسه با دیگر عفونتهای فرصتطلب نسبتا موفقیتآمیز بوده است. پیشاز معرفی درمان آنتیرتروویروسی بسیار فعال (highly active antiretroviral therapy; HAART)، میانه بقا (survival) در بیمارانی که قادر به تحمل سمیّت درمان TE بودند، بیشاز یک سال گزارش شده بود. دسترسی به HAART در جنوب صحرای آفریقا، که بیشتر بیماران مبتلا به HIV در آن زندگی میکنند، بهطور فزایندهای در حال گسترش است. بسیاری از بیماران در آفریقا فقط پساز ابتلا به عفونتهای فرصتطلب مانند TE، مبتلا به HIV تشخیص داده میشوند. ازاینرو، مدیریت مطلوب عفونتهای فرصتطلب مانند TE مهم است تا بیماران بتوانند از مزایای آغاز متعاقب HAART بهرهمند شوند.
اهداف
هدف از این مرور، تعیین موثرترین درمان برای TE در بزرگسالان مبتلا به HIV بود. رژیمهای درمانی مختلف از نظر پاسخ بالینی و رادیولوژیکی، مورتالیتی، موربیدیتی، و عوارض جانبی جدی با یکدیگر مقایسه شدند.
روشهای جستوجو
برای شناسایی مطالعات مرتبط، جستوجوی جامعی در بانکهای اطلاعاتی و دیگر منابع انجام شد.
معیارهای انتخاب
کارآزماییهای تصادفیسازیشده و دوسو کور (double-blind) وارد شدند.
گردآوری و تجزیهوتحلیل دادهها
دادهها با استفاده از فرمهای استاندارد استخراج شده و با نرمافزار Rev Man 4.2.7 آنالیز شدند.
نتایج اصلی
سه کارآزمایی یافت شدند که با معیارهای ورود به این مرور مطابقت داشتند. مطالعات Dannemann و همکاران در سال 1992 و Katlama و همکاران در سال 1996، پیریمتامین بههمراه سولفادیازین (pyrimethamine plus sulfadiazine; P+S) را با پیریمتامین بههمراه کلیندامایسین (pyrimethamine plus clindamycin; P+C) مقایسه کردند. مطالعه Torre در سال 1998، ترکیب P+S را با تریمتوپریم-سولفامتوکسازول (trimethoprim-sulfamethoxazole; TMP-SMX) مقایسه کرد. در این مرور، پیامدهای بالینی بهصورت بهبودی کامل یا نسبی در مقایسه با شکست درمان آنالیز شدند. بیمارانی که به گروه درمانی دیگر منتقل شدند (متقاطع (cross-over)) یا در دوره پیگیری از دست رفتند، بهعنوان موارد شکست درمان آنالیز شدند.
در مطالعه Dannemann و همکاران در سال 1992، تعداد 59 بیمار ارزیابی شدند. پنج مورد از 26 بیماری (19%) که بهصورت تصادفیسازیشده در گروه P+C قرار گرفتند، در 6 هفته نخست فوت کردند، درحالیکه این رقم در گروه P+S، برابر با 2 مورد از 33 بیمار (6%) بود (نسبت خطر (relative risk; RR): 3.17؛ 95% CI؛ 0.67 تا 15.06). پاسخ بالینی کامل یا نسبی در 12 بیمار (46.2%) دریافتکننده P+C در مقایسه با 16 بیمار (48.5%) تحت درمان با P+S مشاهده شد (RR: 0.95؛ 95% CI؛ 0.55 تا 1.64).
در مطالعه Katlama و همکاران در سال 1996، تعداد 299 بیمار ارزیابی شدند. بیستونه مورد (19%) از 152 بیماری که بهصورت تصادفیسازیشده در گروه P+C قرار گرفتند، فوت کردند، درحالیکه این رقم در گروهی که برای دریافت P+S تصادفیسازی شدند، برابر با 22 مورد (15%) از 147 بیمار بود (RR: 1.27؛ 95% CI؛ 0.77 تا 2.11). ما نتوانستیم دادههای مربوط به پیامدهای بیمارانی را که به گروه درمانی دیگر منتقل شدند، بهدست آوریم، بنابراین این دادهها را از آنالیز حذف کردیم.
نتایج مطالعات Dannemann و همکاران در سال 1992 و Katlama و همکاران در سال 1996 برای بررسی پیامد مرگومیر با هم آنالیز شدند. تفاوتی میان دو بازوی درمان از نظر مرگومیر مشاهده نشد (RR: 1.41؛ 95% CI؛ 0.88 تا 2.28).
در مطالعه Torre و همکاران در سال 1998، تعداد 77 بیمار ارزیابی شدند. در طول دوره مطالعه، هیچ موردی از مرگومیر رخ نداد. در بیستوهشت مورد (70%) از 40 بیمار که بهصورت تصادفیسازیشده در گروه TMP-SMX قرار گرفتند، در مقایسه با 26 مورد (70%) از 37 بیماری که برای دریافت P+S تصادفیسازی شدند، پاسخ بالینی کامل یا نسبی مشاهده شد (RR: 1.0؛ 95% CI؛ 0.74 تا 1.33).
نتیجهگیریهای نویسندگان
شواهد موجود نشان نمیدهند که یکی از رژیمهای درمانی برای درمان TE بر دیگر رژیمها برتری دارد. انتخاب درمان در اغلب موارد با توجه به درمانهای موجود انجام خواهد شد. براساس شواهد موجود، به نظر میرسد TMP-SMX یک درمان جایگزین موثر برای TE در مناطق فقیرنشینی است که در آنها P+S در دسترس نیست.
این متن توسط مرکز کاکرین ایران به فارسی ترجمه شده است.
ین مرور کاکرین در ابتدا به زبان انگلیسی منتشر شد. مسوولیت صحت ترجمه بر عهده تیم ترجمه است که آن را تهیه کرده است. روند ترجمه با دقت انجام شده و از فرآیندهای استاندارد برای تضمین کنترل کیفیت پیروی میکند. با این حال، در صورت عدم تطابق، ترجمههای نادرست یا نامناسب، متن اصلی انگلیسی معتبر است.




