تعداد نُه مطالعه شامل 1359 شرکتکننده با معیارهای ورود به این مرور مطابقت داشتند. در شش مطالعه، آموزشهای انفرادی با مراقبت معمول و در سه مطالعه، آموزشهای انفرادی با آموزشهای گروهی مقایسه شدند (361 شرکتکننده). هیچ مطالعه طولانیمدتی وجود نداشت و بهطور کلی سطح کیفیت مطالعات، بالا نبود. آموزش انفرادی حضوری به بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 طی یک دوره شش تا دوازده ماه، در مقایسه با مراقبتهای معمول منجر به بهبودی قابل توجهی در کنترل سطح قند خون، شاخص توده بدنی (BMI - معیاری برای سنجش اضافهوزن؛ وزن بدن به کیلوگرم تقسیم بر مجذور قد به متر، کیلوگرم/مترمربع (kg/m 2 ))، فشار خون یا کلسترول تام در کوتاهمدت یا میانمدت نشد. بااینحال، در یک آنالیز زیرگروه از مطالعاتی که شامل شرکتکنندگانی با سطح HbA1c پایه بالاتر از 8% بودند (یعنی سطح قند خون بسیار بالا طی چند ماه یا «کنترل متابولیک» ناکافی)، آموزش انفرادی در مورد کنترل سطح قند خون، مزیت قابل توجهی داشت. در مطالعاتی که آموزش انفرادی را با آموزش گروهی مقایسه کردند، هیچ تفاوت معنیداری میان آموزش انفرادی یا گروهی در مدت 12 تا 18 ماه مشاهده نشد، همچنین از نظر تاثیر آموزش انفرادی در مقایسه با آموزش گروهی بر BMI، فشار خون سیستولیک یا دیاستولیک، تفاوت معنیدار وجود نداشت.
بهدلیل محدودیت در تعداد مطالعات و تنوع ابزار اندازهگیری، آنالیز دقیقی در مورد خود-مدیریتی رژیم غذایی، دانش دیابت، پیامدهای روانیاجتماعی و عادات سیگار کشیدن انجام نشد. بااینحال، ارزیابی توصیفی حاکی از آن بود که تفاوت معنیداری در کیفیت زندگی، مهارتهای خود-مدیریتی یا سطح دانش میان آموزشهای گروهی و انفرادی وجود نداشت. هنگام مقایسه آموزش انفرادی به بیمار با مراقبتهای معمول، تعداد محدود مطالعات موجود بیانگر پیامد مثبتی در خود-مدیریتی، سیگار کشیدن و سطح دانش بود، بااینحال، شواهد متناقضی در مورد پیامدهای روانیاجتماعی به دست آمد. در این مطالعات، هیچ دادهای در مورد دیگر معیارهای پیامد اصلی از جمله عوارض دیابت یا استفاده از خدمات سلامت و آنالیز هزینهها در دسترس نبود.
مطالعه چکیده کامل
دیابت نوع 2 یک بیماری مزمن شایع و پُرهزینه است که با نرخ قابل توجهی از مرگومیر و عوارض زودهنگام همراه است. اگرچه آموزش بیماران جزء جداییناپذیر مراقبت از دیابت محسوب میشود، همچنان عدم قطعیت در خصوص اثربخشی روشها و شیوههای مختلف آموزشی وجود دارد.
اهداف
ارزیابی اثربخشی ارائه آموزشهای انفرادی به بیماران بر کنترل متابولیک، دانش دیابت و پیامدهای روانیاجتماعی.
روشهای جستوجو
بانکهای اطلاعاتی کتابشناختی (bibliographic) الکترونیکی متعددی از جمله کتابخانه کاکرین ، MEDLINE؛ Premedline؛ ERIC؛ Biosis؛ AMED؛ Psychinfo؛ EMBASE؛ CINAHL؛ APAIS-health؛ Australian Medical Index؛ Web of Science، چکیده پایاننامهها و Biomed Central جستوجو شدند.
معیارهای انتخاب
کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترلشده، و کارآزماییهای بالینی و کنترلشدهای که تاثیرات ارائه آموزشهای انفرادی را برای بزرگسالان مبتلا به دیابت نوع 2 ارزیابی کردند. مداخله شامل آموزش انفرادی حضوری به بیمار بود، درحالیکه افراد گروه کنترل، مراقبتهای معمول، درمان روتین یا آموزش گروهی را دریافت کردند. فقط مطالعاتی وارد این مرور شدند که معیارهای پیامد را حداقل شش ماه از تاریخ شروع مطالعه ارزیابی کردند.
گردآوری و تجزیهوتحلیل دادهها
اطلاعات توسط دو نویسنده استخراج شدند که هم ویژگیهای مطالعه و هم آمار پیامدها را جمعبندی کردند. در صورت وجود مطالعات کافی با پیامد مشخص و همگونی کافی، یک متاآنالیز با استفاده از مدل اثر ثابت (fixed-effect model) انجام شد. در مورد پیامدهایی که تعداد مطالعات آنها بسیار اندک بود، یا ابزارهای اندازهگیری آنها استاندارد نبوده یا متغیر بودند، نتایج بهصورت کیفی جمعبندی شدند.
نتایج اصلی
تعداد نُه مطالعه شامل 1359 شرکتکننده با معیارهای ورود به این مرور مطابقت داشتند. در شش مطالعه، آموزشهای انفرادی با مراقبت معمول و در سه مطالعه، آموزشهای انفرادی با آموزشهای گروهی مقایسه شدند (361 شرکتکننده). هیچ مطالعه طولانیمدتی وجود نداشت و بهطور کلی سطح کیفیت مطالعات، بالا نبود. در شش مطالعهای که آموزش انفرادی حضوری را با مراقبتهای معمول مقایسه کردند، مشخص شد که آموزش انفرادی، بهبودی قابل توجهی را در کنترل سطح قند خون (تفاوت میانگین وزندهیشده (WMD) در HbA1c معادل 0.1-% (95% فاصله اطمینان (CI): 0.3- تا 0.1؛ P = 0.33) در یک دوره 12 تا 18 ماه ایجاد نکرد. بااینحال، در آنالیز زیرگروه از سه مطالعه که شامل شرکتکنندگانی با میانگین HbA1c پایه بالاتر از 8% بودند، به نظر میرسد آموزش انفرادی در مورد کنترل سطح قند خون، مزیت قابل توجهی داشته است (WMD: %-0.3 (95% CI؛ 0.5- تا 0.1-؛ P = 0.007). در دو مطالعهای که آموزش انفرادی را با آموزش گروهی مقایسه کردند، هیچ تفاوت معنیداری از نظر کنترل سطح قند خون میان آموزش انفرادی یا گروهی در بازه زمانی 12 تا 18 ماه مشاهده نشد، مقدار WMD در شاخص HbA1c برابر با 0.03% (95% CI؛ 0.02- تا 0.1؛ P = 0.22) گزارش شد. تفاوت معنیداری در تاثیر مراقبت فردی در مقایسه با مراقبت معمول یا آموزش گروهی بر شاخص توده بدنی، فشار خون سیستولیک یا دیاستولیک یافت نشد. تعداد مطالعات برای انجام متاآنالیز در مورد تاثیر آموزش انفرادی بر خود-مدیریتی رژیم غذایی، دانش دیابت، پیامدهای روانیاجتماعی و عادات سیگار کشیدن بسیار اندک بود. در این مطالعات، هیچ دادهای در مورد دیگر معیارهای پیامد اصلی از جمله عوارض دیابت یا استفاده از خدمات سلامت و آنالیز هزینهها در دسترس نبود.
نتیجهگیریهای نویسندگان
این مرور سیستماتیک، مزیت ارائه آموزشهای انفرادی را در خصوص کنترل سطح قند خون در مقایسه با مراقبتهای معمول در زیرگروهی از افراد با HbA1c پایه بیشتر از 8% نشان میدهد. بااینحال، بهطور کلی تفاوت معنیداری میان آموزش انفرادی و مراقبت معمول مشاهده نشد. در تعداد کمی از مطالعاتی که آموزش گروهی و انفرادی را مقایسه کردند، تاثیر هر دو بر میزان HbA1c در مدت 12 تا 18 ماه یکسان بود. انجام مطالعات بیشتر جهت تبیین و تشریح دقیقتر این یافتهها ضروری است.
این متن توسط مرکز کاکرین ایران به فارسی ترجمه شده است.
ین مرور کاکرین در ابتدا به زبان انگلیسی منتشر شد. مسوولیت صحت ترجمه بر عهده تیم ترجمه است که آن را تهیه کرده است. روند ترجمه با دقت انجام شده و از فرآیندهای استاندارد برای تضمین کنترل کیفیت پیروی میکند. با این حال، در صورت عدم تطابق، ترجمههای نادرست یا نامناسب، متن اصلی انگلیسی معتبر است.