زنان ممکن است در دوران بارداری یا هنگام زایمان و در طول سال پساز آن، دچار مشکلات سلامت روان شوند. این مشکلات از افسردگی (اعم از خفیف و شدید)، اختلالات اضطرابی، اختلال استرس پس از تروما تا اختلال دوقطبی، اسکیزوفرنی و روانپریشی (روانپریشی پساز زایمان) متغیر هستند. استرسهای زندگی مانند سوگواری، جدایی، بیکاری، بیماری، جابهجایی منزل، مهاجرت، فقدان شبکههای حمایتی اجتماعی، سابقه اختلالات روانشناختی یا روانپزشکی، سابقه سوءاستفاده جسمی، عاطفی یا جنسی، سوءمصرف مواد مخدر یا الکل، شخصیت ناکارآمد یا سبکهای مقابلهای و رفتارهای والدین میتوانند در شروع آنها نقش داشته باشند. همچنین عوامل مامایی مانند زمان و نوع زایمان، و خلقوخوی نوزاد نیز میتوانند در این زمینه نقش داشته باشند. اختلالات ممکن است مزمن شده و به بارداریهای بعدی منتقل شوند. خلقوخوی مادر در طول دوران بارداری و بیماری روانی میتوانند بر رشد کودک، هم در دوران بارداری و هم پساز تولد، تاثیر بگذارند. ارزیابی زنان از نظر عوامل خطر روانیاجتماعی و نشانههای دیسترس در طول معاینات منظم بارداری، فرصتی را برای ارتباط زنان با خدمات مناسب فراهم میکنند.
تنها مطالعهای که معیارهای ورود را به این مرور داشت، ارائهدهندگان خدمات مراقبت سلامت را بهطور تصادفیسازی شده به گروههای ارزیابی روانیاجتماعی یا مراقبتهای روتین اختصاص داد و در مجموع شامل 273 زن بود. ارائهدهندگانی که عوامل روانیاجتماعی را ارزیابی کردند، در مقایسه با ارائهدهندگان مراقبتهای روتین، احتمال بیشتری داشت که نگرانیهای روانیاجتماعی را شناسایی کرده و میزان نگرانی را بالا ارزیابی کنند. آنها همچنین بیشتر احتمال داشت که نگرانیهایی را در مورد خشونت خانوادگی تشخیص دهند. این کارآزمایی به بررسی بروز اضطراب یا افسردگی در این زنان نپرداخت. همه ارائهدهندگان خدمات مراقبت سلامت تصمیم به مشارکت را در این کارآزمایی نگرفتند و برخی از آنها نیز انصراف دادند، بهطوری که فقط 48 مورد از 185 نفر اولیه باقی ماندند. این امر میتواند به این معنا باشد که ارائهدهندگانی که کمتر به این حوزه از عملکرد بالینی علاقهمند بودند، شرکت نکردند و یافتهها را به سمت تشخیص بهتر از حد میانگین خطر روانیاجتماعی سوق داده و باعث سوگیری (bias) شد. در حال حاضر دو مطالعه در حال انجام هستند که به بررسی تاثیر ارزیابی روانیاجتماعی زودهنگام پساز زایمان بر شیوع اضطراب و افسردگی پیشاز زایمان و پساز زایمان میپردازند.
مطالعه چکیده کامل
مشکلات سلامت روان که در دوران پریناتال ایجاد میشوند، از جمله افسردگی، میتوانند نهتنها بر زن، بلکه بر همسر، نوزاد و خانواده او نیز تاثیر منفی بگذارند. ظرفیت ارزیابی روتین، و همگانی روانیاجتماعی پیشاز زایمان، و در نتیجه پتانسیل کاهش عوارض، بسیار قابل توجه است.
اهداف
بررسی تاثیر ارزیابی روانیاجتماعی پیشاز زایمان بر عوارض سلامت روان پریناتال.
روشهای جستوجو
در پایگاه ثبت کارآزماییهای گروه بارداری و زایمان در کاکرین، پایگاه ثبت کارآزماییهای گروه افسردگی، اضطراب و روانرنجوری در کاکرین (CCDAN TR-Studies)؛ HSRProj در کتابخانه ملی پزشکی (ایالات متحده آمریکا) و وبسایت Current Controlled Trials: http://www.controlled trials.com و پایگاه ثبت پژوهشهای ملی بریتانیا (آخرین جستوجو در مارچ 2008) به جستوجو پرداختیم.
معیارهای انتخاب
کارآزماییهای تصادفیسازی و شبه-تصادفیسازی و کنترلشده.
گردآوری و تجزیهوتحلیل دادهها
حداقل دو نویسنده مرور بهطور مستقل از هم کارآزماییها را از نظر واجد شرایط بودن ارزیابی کردند؛ آنها همچنین دادهها را از کارآزماییهای واردشده استخراج کرده و کارآزماییها را از نظر سوگیری (bias) بالقوه ارزیابی کردند.
نتایج اصلی
دو کارآزمایی، معیارهای لازم را برای یک RCT از ارزیابی روانیاجتماعی پیشاز زایمان داشتند. یک کارآزمایی تاثیر یک ابزار پیشاز زایمان (ALPHA) را بر آگاهی پزشک از خطر روانیاجتماعی و همچنین توانایی ابزار ALPHA پیشاز زایمان را برای پیشبینی زنانی که نمرات بالای مقیاس افسردگی ادینبورگ (Edinburgh Depression Scale; EDS) پساز زایمان داشتند، بررسی کرد و روندی رو به افزایش را در آگاهی پزشک از خطر روانیاجتماعی «سطح بالا» در مواردی که مداخله ALPHA به کار رفت، نشان داد (نسبت خطر (relative risk; RR): 4.61؛ 95% فاصله اطمینان (CI): 0.99 تا 21.39). هیچ تفاوتی میان گروهها از نظر تعداد زنانی که نمرات EDS پیشاز زایمان داشتند، مشاهده نشد، نمره بیشتر از 9 توسط ALPHA بهعنوان نگرانی برای افسردگی شناسایی شد (RR: 0.69؛ 95% CI؛ 0.35 تا 1.38)؛ 139 ارائهدهنده خدمات. کارآزمایی دیگر هیچ تفاوتی را در نمرات EPS بیشتر از 12 در هفته 16 پساز زایمان میان گروههای مداخله (ارتباط با زن و ارائهدهندگان خدمات مراقبت سلامت وی در مورد نمرات EDS بهعلاوه یک کتابچه اطلاعات بیمار) و مراقبتهای استاندارد گزارش نکرد (RR: 0.86؛ 95% CI؛ 0.61 تا 1.21؛ 371 زن).
نتیجهگیریهای نویسندگان
درحالیکه استفاده از ارزیابی روانیاجتماعی پیشاز زایمان ممکن است آگاهی پزشک را نسبت به خطرات روانیاجتماعی افزایش دهد، هیچیک از این مطالعات کوچک، شواهد کافی را مبنی بر اینکه ارزیابی روانیاجتماعی روتین پیشاز زایمان بهتنهایی منجر به بهبود پیامدهای سلامت روان پریناتال میشود، ارائه نمیدهند. انجام مطالعات بیشتر، با حجم نمونه و قدرت آماری بهتر برای بررسی بیشتر این مسئله مهم در حوزه سلامت عمومی مورد نیاز است. بررسی پیامدها تا یک سال پساز زایمان نهتنها برای مادر، بلکه برای نوزاد و خانواده نیز مهم خواهد بود.
این متن توسط مرکز کاکرین ایران به فارسی ترجمه شده است.