آمیبیاز (amoebiasis؛ بیماری ناشی از تکیاخته انتاموبا هیستولیتیکا (Entameoba histolytica) ) همچنان یک مشکل بالینی مهم در کشورهای سراسر جهان است و سالانه 40 تا 50 میلیون نفر به آن مبتلا میشوند. نرخ مرگومیر ناشی از این بیماری قابل توجه است، 40,000 تا 110,000 مورد مرگومیر در سال. در واقع، میزان مرگومیر ناشی از آمیبیاز پساز مالاریا، در رتبه دوم علل مرگومیر ناشی از انگلهای تکیاختهای قرار دارد. شایعترین عارضه آمیبیاز، تشکیل تودهای چرکی در داخل کبد (آبسه کبد) است. مترونیدازول (metronidazole)، داروی انتخابی برای درمان آبسههای آمیبی کبد است و به دنبال آن، یک عامل لومینال برای ریشهکن کردن حالت ناقل بدون نشانه تجویز میشود. میزان بهبودی با این دارو 95% است که با رفع تب، درد و بیاشتهایی طی 72 تا 96 ساعت همراه است. این مرور، درمان استاندارد را با یک جایگزین تهاجمیتر مقایسه میکند، که در آن توده چرکی از طریق یک پروسیجر پوستی (که از راه پوست انجام میشود) و تحت هدایت تصویربرداری تخلیه میگردد. هفت کارآزمایی تصادفیسازیشده با کیفیت پائین وارد این مرور شدند. هر هفت مطالعه در مجموع شامل 310 بیمار بودند، اما بهدلیل سوگیری گزارشدهی انتخابی پیامد (selective outcome reporting bias)، تعداد بیماران کمتری وارد آنالیزها شدند. آنالیز تجمعی سه کارآزمایی همگون نشان داد که آسپیراسیون با سوزن موجب افزایش معنیداری در نسبتی از بیمارانی نشد که تب آنها فروکش کرد. مزیت این روش را میتوان با توجه به زمان سپریشده تا تسکین درد و حساسیت هنگام لمس مشاهده کرد. افزودن آسپیراسیون با سوزن از راه پوست به مترونیدازول در مقایسه با مصرف مترونیدازول بهتنهایی، مزیت بیشتری را برای تسریع در بهبودی بالینی و رادیولوژیکی در آبسههای آمیبی بدون عارضه کبد نشان نداد. بااینحال، این نتیجهگیری براساس دادههای حاصل از کارآزماییهایی با مشکلات روششناسی (methodology) و حجمنمونه ناکافی بوده و تائید نهایی آن مستلزم انجام کارآزماییهای تصادفیسازیشده بزرگتر و با طراحی بهتر و دقیقتر است.
مطالعه چکیده کامل
مترونیدازول (metronidazole)، یک درمان استاندارد برای آبسههای آمیبی بدون عارضه کبد (uncomplicated amoebic liver abscess) محسوب میشود (با در نظر گرفتن این موضوع که آبسههای کبدی عارضهدار، آبسههایی هستند که در لوب چپ مستقر شدهاند، متعدد بوده و/یا پیوژنیک (pyogenic) هستند). بااینحال، گروهی از بیماران مبتلا به آبسههای آمیبی کبد همچنان علامتدار باقی میمانند، که این امر با خطر قابل توجه پارگی آبسه به داخل پریتونئوم (peritoneum) همراه است. نقش آسپیراسیوندرمانی از راه پوست و تحت هدایت تصویربرداری در این بیماران، همچنان مورد بحث و مناقشه است.
اهداف
ارزیابی تاثیرات مفید و مضر استفاده از پروسیجرهای از راه پوست تحت هدایت تصویربرداری بههمراه تجویز مترونیدازول در مقایسه با تجویز مترونیدازول بهتنهایی در بیماران مبتلا به آبسه آمیبی بدون عارضه کبد.
روشهای جستوجو
در پایگاه ثبت کارآزماییهای کنترلشده گروه هپاتوبیلیاری در کاکرین ، پایگاه مرکزی ثبت کارآزماییهای کنترلشده کاکرین در کتابخانه کاکرین (شماره 2، سال 2007)؛ MEDLINE (1966 تا نوامبر 2007)؛ EMBASE (1988 تا سپتامبر 2007) و Science Citation Index Expanded (1945 تا سپتامبر 2007) به جستوجو پرداختیم.
معیارهای انتخاب
کارآزماییهای تصادفیسازیشده یا شبه-تصادفیسازیشدهای که به ارزیابی انجام یک پروسیجر از راه پوست و تحت هدایت تصویربرداری بههمراه تجویز مترونیدازول در مقایسه با تجویز مترونیدازول بهتنهایی در بیماران مبتلا به آبسه آمیبی بدون عارضه کبد پرداختند.
گردآوری و تجزیهوتحلیل دادهها
بررسی معیارهای ورود، ارزیابی کیفیت کارآزمایی و استخراج دادهها در دو نسخه (in duplicate) انجام شدند. نسبت خطر (relative risk; RR) و تفاوت میانگین (MD) را محاسبه کردیم، و ناهمگونی (heterogeneity) را از طریق بررسی بصری نمودارهای انباشت (forest plot) و تستهای chi-squared و I
2
ارزیابی کردیم.
نتایج اصلی
هفت کارآزمایی تصادفیسازیشده با کیفیت پائین وارد این مرور شدند. تمام مطالعات در مجموع شامل 310 بیمار بودند، اما بهدلیل سوگیری گزارشدهی انتخابی پیامد (selective outcome reporting bias)، تعداد بیماران کمتری وارد آنالیزها شدند. آنالیز تجمعی سه کارآزمایی همگون نشان داد که آسپیراسیون با سوزن موجب افزایش معنیداری در نسبتی از بیمارانی نشد که تب آنها فروکش کرد (RR: 0.60؛ 95% فاصله اطمینان (CI): 0.22 تا 1.61). انجام آنالیز حساسیت (sensitivity analysis) براساس کیفیت کارآزمایی نیز این یافتهها را تائید کرد. کارآزماییهایی که به ارزیابی بهبودی در درد شکم، روزهای سپریشده تا فروکش کردن تب، درد، بهبودی در حفرههای آبسه، کاهش اندازه کبد و طول دوره بستری در بیمارستان پرداختند، ناهمگون بودند. مزایای مداخله برای تعداد روزهای لازم برای تسکین درد (MD: -1.59؛ 95% CI؛ 2.73- تا 0.42-)، تعداد روزهای لازم برای رفع حساسیت شکمی هنگام لمس (MD: -1.70؛ 95% CI؛ 2.86- تا 0.54-) و طول دوره بستری در بیمارستان (MD: -1.31؛ 95% CI؛ 2.05- تا 0.57-) فقط در گروه آسپیراسیون با سوزن مشاهده شدند.
نتیجهگیریهای نویسندگان
علاوهبر این، شواهد موجود نمیتواند استفاده از آسپیراسیوندرمانی را در کنار مصرف مترونیدازول برای تسریع بهبودی بالینی یا رادیولوژیکی آبسههای آمیبی بدون عارضه کبد تائید یا رد کند. کارآزماییهای انجامشده فاقد دقت روششناسی (methodology) و حجمنمونه کافی هستند تا بتوان درباره اثربخشی افزودن آسپیراسیون تحت هدایت تصویربرداری به مترونیدازول در مقایسه با مصرف مترونیدازول بهتنهایی نتیجهگیری کرد. انجام کارآزماییهای تصادفیسازیشده بیشتری در این زمینه مورد نیاز هستند.
این متن توسط مرکز کاکرین ایران به فارسی ترجمه شده است.
ین مرور کاکرین در ابتدا به زبان انگلیسی منتشر شد. مسوولیت صحت ترجمه بر عهده تیم ترجمه است که آن را تهیه کرده است. روند ترجمه با دقت انجام شده و از فرآیندهای استاندارد برای تضمین کنترل کیفیت پیروی میکند. با این حال، در صورت عدم تطابق، ترجمههای نادرست یا نامناسب، متن اصلی انگلیسی معتبر است.




