رفتن به محتوای اصلی

مداخلات برای کمک به افراد در تشخیص علائم اولیه عود اختلال دوقطبی

در دسترس به زیان‌های

اختلال دوقطبی (bipolar disorder; BPD) یا روان‌پریشی شیدایی-افسردگی، یک بیماری روانی شایع و شدید است که شیوع آن در طول عمر 1% تا 2% گزارش می‌شود. BPD با دو نوع عود، شیدایی و افسردگی، مشخص می‌شود. علیرغم وجود طیف وسیعی از درمان‌های موثر، میزان بالای عود و عواقب نامطلوب مرتبط با آن رخ می‌دهند. مداخلات علائم هشدار اولیه (early warning signs; EWS)، که با هدف بهبود تشخیص و خود-مدیریتی نشانه‌های مانیا و افسردگی انجام می‌شوند، به‌منظور آموزش افراد مبتلا به اختلال عاطفی دوقطبی عودکننده برای تشخیص علائم هشدار اولیه عود و جلوگیری از بروز عوارض جانبی در نظر گرفته شده‌اند. این مرور نشان داد که این مداخلات، علاوه‌بر درمان معمول (treatment as usual; TAU)، شامل دارو و ویزیت‌های منظم با متخصصان سلامت، مزایایی در زمان سپری‌شده تا عود و بستری شدن در بیمارستان دارند. مداخلات EWS در مقایسه با فقط TAU منجر به بهبودی در عملکرد در هجده ماه نیز شد، اگرچه این داده‌ها پراکنده بودند و یافته‌ها باید با احتیاط تفسیر شوند. به نظر نمی‌رسد مداخلات EWS تاثیری بر نشانه‌های افسردگی یا مانیا داشته باشند، اگرچه باز هم، این یافته‌ها براساس تعداد کمی از بیماران بالقوه انتخاب‌شده در فاز بهبودی بودند. لازم به ذکر است که EWS همراه با دیگر مداخلات روان‌شناختی استفاده شد و کاملا مشخص نیست که چه نسبتی از تاثیر مفید به‌دلیل فقط خود مداخله EWS بوده است.

پیشینه

با وجود درمان‌های موثر برای اختلال دوقطبی با داروهای تثبیت‌کننده خلق‌وخو، میزان عود آن بالاست. درمان‌های خود-یاری و درمان‌های روان‌شناختی که به بیماران آموزش می‌دهند تا علائم و نشانه‌های هشدار اولیه (early warning symptoms and signs; EWS) مربوط به دوره‌های قریب‌الوقوع شیدایی یا افسردگی را تشخیص داده و مدیریت کنند، میان بیماران محبوب هستند. هدف اصلی چنین مداخلاتی، مداخله زودهنگام و پیشگیری از بروز دوره‌های دوقطبی است، که در نتیجه، زمان عود بعدی را افزایش داده و از بستری شدن در بیمارستان پیشگیری می‌کند.

اهداف

مقایسه اثربخشی مداخله EWS به‌همراه درمان معمول (treatment as usual; TAU) در مقایسه با TAU (با و بدون روان‌درمانی) بر زمان شروع دوره‌های مانیا، افسردگی و تمام دوره‌های دوقطبی ( پیامد اولیه)، بستری شدن در بیمارستان، بهبود عملکرد، نشانه‌های افسردگی و مانیا.

روش‌های جست‌وجو

مطالعات مرتبط با جست‌وجو در پایگاه‌های ثبت کارآزمایی‌های کنترل‌شده گروه افسردگی، اضطراب و اختلال روانی در سازمان همکاری کاکرین (CCDANCTR-Studies و CCDANCTR-References - جست‌وجو در 20/10/2005)، همراه با جست‌وجوی دستی در مجله اختلالات دوقطبی (Bipolar Disorders)، جست‌وجو در پایگاه ثبت تحقیقات ملی بریتانیا، بررسی فهرست منابع مطالعات واردشده و تماس با نویسندگان، شناسایی شدند.

معیارهای انتخاب

فقط کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌شده (randomised controlled trials; RCTs) وارد شدند. شرکت‌کنندگان، بزرگسالان مبتلا به اختلال دوقطبی براساس معیارهای استاندارد روان‌پزشکی بودند.

گردآوری و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها

دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم کارآزمایی‌ها را برای ورود به این مرور ارزیابی کردند. داده‌ها توسط نویسندگان با استفاده از یک برگه استخراج اطلاعات از کارآزمایی‌های واردشده، استخراج شدند. برای دریافت هرگونه اطلاعات بیشتر مورد نیاز، با نویسندگان تمام مطالعات واردشده تماس گرفته شد. داده‌های زمان سپری‌شده تا عود به‌صورت نسبت خطر لگاریتمی (log hazard ratio)، داده‌های دوحالتی (dichotomous data) به‌صورت نسبت خطر (relative risk; RR) و داده‌‏های پیوسته (continuous data) به‌صورت تفاوت میانگین وزن‌دهی‌شده جمع‌بندی شدند و از مدل اثرات تصادفی (random-effects model) برای محاسبه اندازه تاثیرگذاری (effect size) مداخله، فقط زمانی که ناهمگونی (heterogeneity) در داده‌ها وجود داشت، استفاده شد.

نتایج اصلی

یازده RCT شناسایی شدند، اما فقط شش مورد داده‌های پیامد اولیه را ارائه دادند. هر شش RCT از کیفیت بالایی برخوردار بودند. زمان سپری‌شده تا نخستین عود از هر نوع (RE، نسبت خطر: 0.57؛ 95% CI؛ 0.39 تا 0.82)، زمان سپری‌شده تا بروز اپیزودهای مانیا/هیپومانیا، زمان سپری‌شده تا بروز اپیزود افسردگی، و درصد افرادی که در بیمارستان بستری شدند و عملکرد داشتند، به نفع گروه مداخله بود. هیچ‌یک از نشانه‌های افسردگی و هیپومانیا میان گروه‌های مداخله و کنترل تفاوتی نداشتند.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان

این مرور تاثیر مفید EWS را در زمان سپری‌شده تا عود، درصد افراد بستری‌شده و عملکرد افراد مبتلا به اختلال دوقطبی را نشان می‌دهد. بااین‌حال، نبود داده‌ها در مورد معیار پیامد اولیه در بسیاری از مطالعات واردشده، مایه نگرانی و منبع بالقوه سوگیری (bias) است. سرویس‌های ارائه خدمات سلامت روان می‌بایست ارائه مداخلات EWS را به‌طور معمول برای بزرگسالان مبتلا به اختلال دوقطبی در نظر بگیرند، زیرا به نظر می‌رسد که بستری شدن در بیمارستان را کاهش می‌دهند و بنابراین ممکن است مقرون‌به‌صرفه باشند.

یادداشت‌های ترجمه

این متن توسط مرکز کاکرین ایران به فارسی ترجمه شده است.

ین مرور کاکرین در ابتدا به زبان انگلیسی منتشر شد. مسوولیت صحت ترجمه بر عهده تیم ترجمه است که آن را تهیه کرده است. روند ترجمه با دقت انجام شده و از فرآیندهای استاندارد برای تضمین کنترل کیفیت پیروی می‌کند. با این حال، در صورت عدم تطابق، ترجمه‌های نادرست یا نامناسب، متن اصلی انگلیسی معتبر است.

استناد
Morriss R, Faizal MAmir, Jones AP, Williamson PR, Bolton CA, McCarthy JP. Interventions for helping people recognise early signs of recurrence in bipolar disorder. Cochrane Database of Systematic Reviews 2007, Issue 1. Art. No.: CD004854. DOI: 10.1002/14651858.CD004854.pub2.

استفاده ما از cookie‌ها

ما برای کارکردن وب‌گاه از cookie‌های لازم استفاده می‌کنیم. ما همچنین می‌خواهیم cookie‌های تجزیه و تحلیل اختیاری تنظیم کنیم تا به ما در بهبود آن کمک کند. ما cookie‌های اختیاری را تنظیم نمی کنیم، مگر این‌که آنها را فعال کنید. با استفاده از این ابزار یک cookie‌ روی دستگاه شما تنظیم می‌شود تا تنظیمات منتخب شما را به خاطر بسپارد. همیشه می‌توانید با کلیک بر روی پیوند «تنظیمات Cookies» در پایین هر صفحه، تنظیمات cookie‌ خود را تغییر دهید.
برای اطلاعات بیشتر در مورد cookie‌هایی که استفاده می‌کنیم، صفحه cookie‌های ما را ملاحظه کنید.

پذیرش تمامی موارد
پیکربندی کنید