سیروز صفراوی اولیه ( primary biliary cirrhosis) یک بیماری کبدی مزمن و نادر با علت ناشناخته است. D-پنیسیلامین (D-penicillamine)، یک داروی کاهشدهنده سطح مس، در کارآزماییهای بالینی تصادفیسازیشده بررسی شده و برای درمان بیماران مبتلا به سیروز صفراوی اولیه استفاده میشود. پساز ترکیب نتایج هفت کارآزمایی، به نظر نمیرسید که D-پنیسیلامین بقای بیماران را بهبود بخشد. D-پنیسیلامین با افزایش چهار برابری عوارض جانبی همراه بود. هیچ تفاوت معنیداری میان D-پنیسیلامین و دارونما/عدم انجام مداخله از نظر تغییرات بالینی، بافتشناسی کبد و بیوشیمی کبد وجود نداشت.
مطالعه چکیده کامل
D-پنیسیلامین (D-penicillamine) به دلیل کاهش میزان مس کبدی و پتانسیل تعدیل سیستم ایمنی، برای بیماران مبتلا به سیروز صفراوی اولیه استفاده میشود. نتایج حاصل از کارآزماییهای بالینی تصادفیسازیشده متناقض بودهاند.
اهداف
مرور سیستماتیک تاثیرات مفید و مضر D-پنیسیلامین برای بیماران مبتلا به سیروز صفراوی اولیه.
روشهای جستوجو
کارآزماییها را از طریق جستوجوهای الکترونیکی در پایگاه ثبت کارآزماییهای کنترلشده گروه هپاتوبیلیاری در کاکرین (سپتامبر 2003)، پایگاه مرکزی ثبت کارآزماییهای کنترلشده کاکرین در کتابخانه کاکرین (شماره 3، 2003) ، MEDLINE (ژانویه 1966 تا سپتامبر 2003) ، EMBASE (ژانویه 1980 تا سپتامبر 2003) ، بانک اطلاعاتی Chinese Biomedical CD (ژانویه 1979 تا آگوست 2003) ، و LILACS (1982 تا 2003)؛ از طریق جستوجوهای دستی در کتابشناختی (bibliography)؛ و با تماس با نویسندگان کارآزماییها و شرکتهای داروسازی، شناسایی کردیم.
معیارهای انتخاب
کارآزماییهای بالینی تصادفیسازیشدهای را وارد کردیم که D-پنیسیلامین را با دارونما (placebo)/عدم انجام مداخله یا دیگر مداخلات کنترلی، صرفنظر از زبان، سال انتشار و وضعیت انتشار، مقایسه کردند.
گردآوری و تجزیهوتحلیل دادهها
دو نویسنده بهطور مستقل از هم کیفیت روششناسی (methodology) کارآزماییها را ارزیابی و دادهها را استخراج کردند که توسط نویسنده سوم اعتبارسنجی شد. پیامدهای اولیه عبارت بودند از 1) مرگومیر و 2) ترکیبی از بیمارانی که فوت کردند یا تحت پیوند کبد قرار گرفتند. پیامدهای دوحالتی (dichotomous outcome) را به صورت نسبت خطر (relative risk; RR) با 95% فاصله اطمینان (CI) با استفاده از مدل اثر ثابت (fixed effects) و مدل اثرات تصادفی (random effects) آنالیز کردیم. منابع ناهمگونی (heterogeneity) را با آنالیزهای زیرگروه بررسی کرده و استحکام یافتههای خود را با آنالیز حساسیت (sensitivity) آزمایش کردیم.
نتایج اصلی
ما هفت کارآزمایی را وارد کردیم که 706 بیمار مبتلا به سیروز صفراوی اولیه را تصادفیسازی کردند. D-پنیسیلامین در مقایسه با دارونما/عدم انجام مداخله، تمایل به افزایش مرگومیر داشت (RR: 1.34؛ 95% CI؛ 1.09 تا 1.64، اثر ثابت؛ RR: 1.46؛ 95% CI؛ 0.85 تا 2.50، اثر تصادفی). بااینحال، ناهمگونی قابل توجهی وجود داشت. هیچ تفاوت معنیداری از نظر خطرات مرگومیر یا پیوند کبد، خارش، عوارض کبدی، پیشرفت مرحله بافتشناسی کبد یا سطوح متغیرهای بیوشیمیایی کبد (بهجز آلانین آمینوترانسفراز) مشاهده نشد. D-پنیسیلامین در مقایسه دارونما/عدم انجام مداخله، خطر عوارض جانبی را بهطور قابل توجهی افزایش داد (RR: 3.11؛ 95% CI؛ 2.33 تا 4.16، اثر ثابت؛ RR: 4.18؛ 95% CI؛ 1.38 تا 12.69، اثر تصادفی).
نتیجهگیریهای نویسندگان
به نظر نمیرسید D-پنیسیلامین خطر مرگومیر را کاهش دهد، اما بهطور قابل توجهی وقوع عوارض جانبی را در بیماران مبتلا به سیروز صفراوی اولیه افزایش داد. ما استفاده از D-پنیسیلامین را برای بیماران مبتلا به سیروز صفراوی اولیه توصیه نمیکنیم.
این متن توسط مرکز کاکرین ایران به فارسی ترجمه شده است.