کاتترهای ورید نافی (umbilical venous catheters; UVCs) اغلب در نوزادان تازهمتولدشده استفاده میشوند. این لولههایی که وارد بدن میشوند، ممکن است دارای یک کانال (مجرا) یا دو یا سه کانال (چندمجرایی) باشند. کاتترهای چندمجرایی ورید نافی (multi-lumen umbilical venous catheters; ML-UVCs) با داشتن بیشاز یک کانال میتوانند دسترسی را برای اهداف متعددی فراهم کنند: برای مثال، تجویز تغذیه، فرآوردههای خونی یا داروهای درمانی. به نظر منطقی میرسد که استفاده از ML-UVCها نیاز به لولههای وریدی اضافی را کاهش دهد، اما این موضوع نیاز به تائید دارد. عوارض مرتبط با UVCها نیز باید مورد توجه قرار گیرند. قطر کانال در ML-UVCها عموما باریکتر است. این موضوع میتواند خطر انسداد و تشکیل لخته خونی را افزایش دهد. سه کارآزمایی بالینی شامل/تکمیلشده روی 113 نوزاد شناسایی شدند که در آنها کاتترهای دومجرایی با کاتترهای تکمجرایی مقایسه شدند. در هیچیک از مطالعات از کاتترهای سهمجرایی استفاده نشد. هر سه کارآزمایی نشان دادند که استفاده از کاتتر دومجرایی، تعداد موارد نیاز به دسترسی وریدی اضافی را در طول هفته نخست زندگی کاهش میدهد. بااینحال، کاتترهای دومجرایی بیشتر دچار انسداد، نشت و شکستگی شدند. در این مطالعات، هیچ تفاوت معنیداری در دشواری جاگذاری کاتتر و قرارگیری نادرست آن، عفونتهای مرتبط با کاتتر یا تشکیل لختههای خونی، دیگر عوارض جدی یا میزان مورتالیتی نوزادان مشاهده نشد. اما کیفیت مطالعات پائین بود، و حجمنمونهها برای اتخاذ نتیجهگیریهای معتبر در مورد میزان بسیاری از عوارض، بیشازحد کوچک بودند. در حال حاضر، کارآزماییهای بالینی موجود مبنایی را برای توصیه به استفاده از یک نوع کاتتر نسبت به نوع دیگر در این شرایط فراهم نمیکنند.
مطالعه چکیده کامل
پیشینه
کاتترهای ورید نافی چندمجرایی (multiple lumen umbilical venous catheters; ML-UVCs) در مقایسه با UVCهای تکمجرایی (single lumen umbilical venous catheters; SL-UVCs) ممکن است نیاز به استفاده از لولههای وریدی بیشتر را کاهش دهند. گرچه بهطور شهودی انتظار میرود که ML-UVCها نیاز به لولههای وریدی بیشتر را کاهش دهند، میزان عوارض مرتبط با این کاتترها ممکن است متفاوت باشد.
اهداف
مقایسه اثربخشی و بیخطر بودن ML-UVCها در مقایسه با SL-UVCها از نظر نیاز به دسترسی عروقی بیشتر، میزان بروز عوارض، موربیدیتی و مورتالیتی در نوزادان تازهمتولدشده.
روشهای جستوجو
کارآزماییهای تصادفیسازیشده و کارآزماییهای شبه-تصادفیسازیشده از طریق جستوجو در پایگاههای MEDLINE (1966 - فوریه 2005)؛ EMBASE (1980 - فوریه 2005)؛ CINAHL (1982 - فوریه 2005)، پایگاه مرکزی ثبت کارآزماییهای کنترلشده کاکرین (CENTRAL؛ کتابخانه کاکرین، شماره 4، سال 2004) و Science Direct (حوزه موضوعی: بانک اطلاعاتی پزشکی، مجلات، و چکیده مقالات؛ 1967 تا فوریه 2005) شناسایی شدند. جستوجوی منابع علمی شامل جستوجوی دستی در چکیدههای جلسات و نشستهای علمی منتشرشده در مجله Pediatric Research (1990 تا 2004) نیز بود. برای یافتن استنادهای بیشتر، از فهرست منابع مقالاتی که از طریق جستوجوها بازیابی شدند نیز استفاده شد. همچنین از متخصصان این حوزه برای شناسایی مطالعات منتشرنشده و در حال انجام کمک گرفته شد.
معیارهای انتخاب
کارآزماییهای بالینی کنترلشده، تصادفیسازیشده و شبه-تصادفیسازیشده که به ارزیابی بیخطر بودن و اثربخشی کاتترهای چندمجرایی در مقایسه با تکمجرایی ورید نافی در نوزادان (ترم و نارس) پرداختند که در چهار هفته نخست زندگی نیازمند جاگذاری کاتتر ورید نافی برای دسترسی عروقی بودند.
گردآوری و تجزیهوتحلیل دادهها
هریک از نویسندگان مرور، استخراج دادهها را بهطور مستقل از هم انجام دادند و اختلافنظرات و تفاوتها از طریق گفتوگو حل شدند. پیامدها شامل موارد زیر بودند: تعداد کل لولههای داخل وریدی محیطی اضافی مورد استفاده بهازای هر نوزاد در هفته نخست و چهار هفته نخست زندگی، تعداد کل لولههای وریدی مرکزی اضافی بهازای هر نوزاد در چهار هفته نخست زندگی، که از طریق پوست و جراحی جاگذاری شدند، و دیگر معیارهای بیخطر بودن و اثربخشی. تخمینگرهای تاثیر درمان، در صورت مناسب بودن، شامل RR؛ RD و WMD، همراه با 95% CI بودند. در صورتی که RD از نظر آماری معنیدار بود، تعداد افراد مورد نیاز برای درمان (numbers needed to treat; NNT) یا تعداد افراد مورد نیاز برای درمان تا بروز یک آسیب (number needed to harm; NNH) محاسبه شدند.
نتایج اصلی
سه مطالعه، واجد شرایط برای ورود به این مرور بودند (Khilnani 1991؛ Loisel 1996؛ Soupre 1998). در گروه دریافتکننده ML-UVCها، تعداد PIVهای اضافی مورد استفاده در هفته نخست زندگی کاهش یافت [WMD: -1.42؛ 95% CI؛ 1.74- تا 1.10-، p<0.00001، تعداد نوزادان (n) = 99]. هیچ تاثیر معنیداری بر تعداد PIVهای اضافی مورد استفاده در چهار هفته نخست زندگی مشاهده نشد [MD: -2.30؛ 95% CI؛ 6.65- تا 2.05، n=36]. در گروه ML-UVCها افزایشی در نقص عملکرد کاتتر مشاهده شد [RR تیپیک: 3.69؛ 95% CI؛ 0.99 تا 13.81؛ p=0.05؛ RD: 0.15؛ 95% CI؛ 0.03 تا 0.27؛ p=0.01؛ NNH = 7؛ 95% CI؛ 4 تا 33؛ n=99]. پیامدهای زیر میان دو گروه تفاوت معنیداری نداشتند: سپسیس بالینی، عفونت جریان خون مرتبط با کاتتر، ترومبوز مرتبط با کاتتر، عوارض مرتبط با قرارگیری نادرست کاتتر در قلب و عروق بزرگ، NEC و مورتالیتی زودرس نوزادان.
نتیجهگیریهای نویسندگان
استفاده از ML-UVCها در مقایسه با SL-UVCها در نوزادان با کاهش استفاده از PIVها در هفته نخست زندگی همراه است، اما باعث افزایش نقص عملکرد کاتتر میشود. از آنجایی که کیفیت مطالعات تصادفیسازیشده واردشده پائین بوده و تخمین عوارض مهم از نظر بالینی نیز مبهم بودند، نمیتوان هیچ توصیه قطعی را در مورد انتخاب نوع UVC ارائه داد. به انجام کارآزماییهای کنترلشده با قدرت آماری کافی، با تصادفیسازی مناسب و کورسازی صحیح نیاز است تا اثربخشی و بیخطر بودن ML-UVCها (دو و سه مجرایی) در مقایسه با SL-UVCها بررسی شود. این مطالعات همچنین باید تاثیر نوع ماده سازنده کاتتر را ارزیابی کنند.
این متن توسط مرکز کاکرین ایران به فارسی ترجمه شده است.
ین مرور کاکرین در ابتدا به زبان انگلیسی منتشر شد. مسوولیت صحت ترجمه بر عهده تیم ترجمه است که آن را تهیه کرده است. روند ترجمه با دقت انجام شده و از فرآیندهای استاندارد برای تضمین کنترل کیفیت پیروی میکند. با این حال، در صورت عدم تطابق، ترجمههای نادرست یا نامناسب، متن اصلی انگلیسی معتبر است.




