اختلال سلوک (conduct disorder) و بزهکاری (delinquency)، مشکلات قابل توجهی برای کودکان، نوجوانان و خانوادههای آنها محسوب میشوند، که میتوانند بخش عمدهای از منابع نظام سلامت، مراقبتهای اجتماعی و سیستم قضایی نوجوانان را به خود اختصاص دهند. تعدادی از مداخلات خانوادهمحور و فرزندپروری (family and parenting interventions) برای این شرایط توصیه شده و مورد استفاده قرار میگیرند. هدف از این مرور تعیین این موضوع بود که این مداخلات چه تاثیری در مدیریت اختلال سلوک و بزهکاری در کودکان و نوجوانان 10 تا 17 ساله دارند. شواهد موجود نشان میدهد که مداخلات خانوادهمحور و فرزندپروری برای بزهکاران نوجوان و خانوادههایشان، تاثیرات سودمندی در کاهش مدت زمان سپریشده در مراکز اصلاح و تربیت دارد. این امر برای شرکتکننده و خانوادهاش مزیت آشکاری دارد و ممکن است منجر به صرفهجویی در هزینههای تحمیلشده بر جامعه شود. این مداخلات همچنین ممکن است نرخ دستگیریهای بعدی را کاهش دهند، اما در حال حاضر، به دلیل تنوع در نتایج مطالعات، این نتایج باید با احتیاط تفسیر شوند.
مطالعه چکیده کامل
اختلال سلوک (conduct disorder) و بزهکاری (delinquency)، مشکلات قابل توجهی برای کودکان، نوجوانان و خانوادههای آنها محسوب میشوند، که میتوانند بخش عمدهای از منابع نظام سلامت، مراقبتهای اجتماعی و سیستم قضایی نوجوانان را به خود اختصاص دهند. تعدادی از مداخلات خانوادهمحور و فرزندپروری (family and parenting interventions) برای این شرایط توصیه شده و مورد استفاده قرار میگیرند. هدف از این مرور تعیین این موضوع بود که این مداخلات چه تاثیری در مدیریت اختلال سلوک و بزهکاری در کودکان و نوجوانان 10 تا 17 ساله دارند.
اهداف
تعیین اینکه مداخلات خانوادهمحور و فرزندپروری موجب بهبودی در رفتار کودک/نوجوان؛ مهارتهای فرزندپروری و سلامت روان والدین؛ عملکرد و روابط خانوادگی میشوند یا خیر؛ و همچنین بررسی تاثیر این مداخلات بر پیامدهای روانیاجتماعی طولانیمدت برای کودک/نوجوان.
روشهای جستوجو
کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترلشده در سپتامبر 1999 از طریق جستوجو در پایگاه ثبت کارآزماییهای کنترلشده کاکرین (CCTR)، بانکهای اطلاعاتی (MEDLINE؛ EMBASE؛ PsycINFO؛ CINAHL؛ Sociofile؛ ERIC؛ Healthstar)، فهرست منابع مقالات و تماس با نویسندگان شناسایی شدند.
معیارهای انتخاب
کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترلشده با تمرکز اصلی بر فرزندپروری و/یا عملکرد خانواده، واجد شرایط ورود به این مرور بودند. کارآزماییها میبایست حداقل شامل یک معیار پیامد عینی (مانند نرخ دستگیری) بوده یا از معیاری استفاده کرده باشند که در مقالات با داوری همتا (peer review) منتشر شده و برای هدف مرتبط، اعتبارسنجی شده باشد. مطالعات ملزم به داشتن یک گروه کنترل بودند که میتوانست شامل گروهی با عدم انجام مداخله، گروه لیست انتظار یا گروه مداخله معمول (برای مثال آزادی مشروط) باشد.
کارآزماییهای انجامشده روی کودکان و نوجوانان 10 تا 17 سال مبتلا به اختلال سلوک و/یا بزهکاری و خانوادههای آنها مدنظر قرار گرفتند. اختلال سلوک براساس ارزیابیهای روانشناختی استاندارد (مثلا با استفاده از چکلیست رفتاری کودک) یا تشخیص روانپزشکی تعریف شد. بزهکاری نیز براساس ارجاع از سوی سیستم قضایی نوجوانان یا نهادهای قانونی دیگر برای کودک/نوجوانی که مرتکب جرم جدی مانند ضرب و شتم و/یا حداقل در دو نوبت مرتکب تخلف شده بود، تعریف گردید.
گردآوری و تجزیهوتحلیل دادهها
دو محقق بهطور مستقل از هم تمام مطالعات واجد شرایط را برای ورود به این مرور بررسی کردند، کیفیت مطالعه (پنهانسازی تخصیص (allocation concealment)، کورسازی (blinding)، پیگیری، پیامدهای مهم از نظر بالینی) را ارزیابی کرده و دادهها را به دست آوردند. ناهمگونی (heterogeneity) با استفاده از تست ناهمگونی Chi squared و معاینه بصری دادهها بررسی شد. سطح معنیداری کمتر از 0.1 بهعنوان شواهدی دال بر وجود ناهمگونی دارای اهمیت آماری در نظر گرفته شد. برای دادههایی که در آنها ناهمگونی مشاهده شد، محققان به دنبال توضیحی برای آن بودند. چنانچه مطالعات دارای نتایج ناهمگون، مشابه در نظر گرفته شدند، سنتز آماری نتایج با استفاده از مدل اثرات تصادفی (random-effects model) انجام گرفت. این مدل، خطای نمونهگیری درون مطالعهای و تغییرات بین مطالعات را در ارزیابی عدم قطعیت لحاظ کرده و فواصل اطمینان وسیعتری را برای اندازه تاثیرگذاری (effect size) ارائه میدهد و ازاینرو، نتیجهای محافظهکارانهتر حاصل میشود.
آنالیز حساسیت (sensitivity) به منظور بررسی تاثیر کیفیتهای متفاوت مطالعات موجود بر نتایج انجام شد.
نتایج اصلی
از میان نهصد و هفتاد عنوان شناساییشده از طریق روشهای جستوجوی اولیه، هشت کارآزمایی با معیارهای ورود مطابقت داشتند. در مجموع 749 کودک و خانوادههایشان بهصورت تصادفیسازیشده برای دریافت مداخله خانوادهمحور و فرزندپروری یا قرار گرفتن در گروه کنترل انتخاب شدند. در هفت مورد از این مطالعات، شرکتکنندگان شامل بزهکاران نوجوان و خانوادههایشان بودند و فقط در یک مطالعه، شرکتکنندگان شامل کودکان/نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک بودند که هنوز با سیستم قضایی نوجوانان تماسی نداشتند.
در مرحله پیگیری، مداخلات خانوادهمحور و فرزندپروری، مدت زمان نگهداری بزهکاران نوجوان را در مراکز اصلاح و تربیت بهطور قابل توجهی کاهش دادند (WMD؛ 51.34 روز؛ 95%CI؛ 72.52 تا 30.16). همچنین کاهش معنیداری در خطر دستگیری مجدد یک بزهکار نوجوان (RR: 0.66؛ 95% CI؛ 0.44 تا 0.98) و نرخ دستگیریهای بعدی آنها در بازه زمانی 1 تا 3 سال (SMD: -0.56؛ 95% CI؛ 1.100- تا 0.03-) مشاهده شد. در خصوص هر دوی این پیامدها، ناهمگونی چشمگیری در نتایج وجود داشت که نشاندهنده ضرورت احتیاط در تفسیر آنها است. در حال حاضر، شواهد کافی مبنی بر اینکه مداخلات خانوادهمحور و فرزندپروری خطر زندانی شدن را کاهش میدهند، در دست نیست (RR: 0.50؛ 95% CI؛ 0.20 تا 1.21). هیچ تفاوت معنیداری در پیامدهای روانیاجتماعی مانند عملکرد خانواده و رفتار کودک/نوجوان یافت نشد.
نتیجهگیریهای نویسندگان
شواهد حاکی از آن است که مداخلات خانوادهمحور و فرزندپروری برای بزهکاران نوجوان و خانوادههایشان، تاثیرات سودمندی در کاهش مدت زمان سپریشده در مراکز اصلاح و تربیت دارد. این امر برای شرکتکننده و خانوادهاش مزیت آشکاری دارد و ممکن است منجر به صرفهجویی در هزینههای تحمیلشده بر جامعه شود. این مداخلات همچنین ممکن است نرخ دستگیریهای بعدی را کاهش دهند، اما در حال حاضر به دلیل وجود ناهمگونی در نتایج، این یافتهها باید با احتیاط تفسیر شوند.
این متن توسط مرکز کاکرین ایران به فارسی ترجمه شده است.
ین مرور کاکرین در ابتدا به زبان انگلیسی منتشر شد. مسوولیت صحت ترجمه بر عهده تیم ترجمه است که آن را تهیه کرده است. روند ترجمه با دقت انجام شده و از فرآیندهای استاندارد برای تضمین کنترل کیفیت پیروی میکند. با این حال، در صورت عدم تطابق، ترجمههای نادرست یا نامناسب، متن اصلی انگلیسی معتبر است.