درمان جراحی گلوکوم معمولا برای موارد جدی در نظر گرفته میشود که با روشهای دیگری مانند داروهای موضعی یا لیزر قابل کنترل نیستند. در بیشتر انواع گلوکوم، جراحی را میتوان با هدف کاهش فشار داخل چشم انجام داد، زیرا در صورت کنترلنشدن این فشار، ممکن است به عصب بینایی آسیب جبرانناپذیری وارد شده و در نهایت منجر به از دست رفتن بینایی شود. روشهای مختلفی برای جراحی درناژ گلوکوم وجود دارد، اما شایعترین روش ترابکولکتومی (trabeculectomy) است که در آن یک مسیر محافظتشده از طریق دیواره چشم و زیر پلک بالایی ایجاد میشود تا مایع خارجشده در زیر ملتحمه (غشای پوشاننده سطح کره چشم) تجمع مییابد و ساختاری بهنام بلب درناژ (drainage bleb) ایجاد میکند. ایجاد یافت اسکار در طول فرایند بهبودی میتواند باعث بسته شدن این مسیر شده و در نتیجه، جراحی با شکست مواجه شده و فشار داخل چشم افزایش یابد. میتومایسین C یک عامل قدرتمند است که با مهار تکثیر سلولهایی که بافت اسکار تولید میکنند، از ایجاد اسکار پیشگیری میکند. این مرور بررسی میکند که شواهدی وجود دارد که نشان دهد استفاده از این دارو در مراحل اولیه جراحی با پیشگیری از ایجاد اسکار بیشازحد در ملتحمه، خطر شکست جراحی را کاهش میدهد یا خیر. سه گروه از بیماران در این مطالعه وارد شدند: بیمارانی که بهدلیل جراحی ناموفق قبلی یا وجود عوارض دیگر در معرض خطر بالای شکست جراحی قرار داشتند، بیمارانی که بهطور همزمان تحت جراحی آب مروارید و گلوکوم قرار گرفتند، و بیمارانی که برای نخستینبار بهدلیل گلوکوم تحت ترابکولکتومی اولیه قرار گرفتند. این مرور شواهدی را یافت که میتومایسین C خطر شکست جراحی را هم در جراحی پُرخطر و هم در جراحی اولیه کاهش میدهد، اما هیچ شواهدی مبنی بر اثربخشی آن در جراحی همزمان آب مروارید و گلوکوم به دست نیامد. اما خطر بروز عوارض جانبی از جمله افزایش خطر ایجاد آب مروارید (نه در گروه ترکیبی) نیز مشاهده شد. برای هریک از گروههای بیماران فقط تعداد معدودی مطالعه در دسترس بود و کیفیت بیشتر آنها نیز ضعیف یا متوسط ارزیابی شد.
مطالعه چکیده کامل
ترابکولکتومی (trabeculectomy)، بهعنوان یکی از روشهای درمان گلوکوم (glaucoma) با هدف کاهش فشار داخل چشم (intraocular pressure; IOP) انجام میشود. میتومایسین C (به اختصار MMC) یک داروی آنتیمتابولیت است که در مراحل اولیه عمل ترابکولکتومی بهکار میرود تا از ایجاد اسکار بیشازحد پساز جراحی پیشگیری کرده و در نتیجه خطر شکست جراحی را کاهش دهد.
اهداف
ارزیابی تاثیرات استفاده از MMC حین جراحی در مقایسه با دارونما (placebo) در جراحی ترابکولکتومی.
روشهای جستوجو
در پایگاه مرکزی ثبت کارآزماییهای کنترلشده کاکرین (CENTRAL) (که شامل پایگاه ثبت کارآزماییهای گروه چشم و بینایی در کاکرین است) ( کتابخانه کاکرین ، شماره 4، سال 2009)؛ MEDLINE (ژانویه 1966 تا ژانویه 2010)؛ EMBASE (ژانویه 1980 تا ژانویه 2010)؛ LILACS (بانک اطلاعاتی منابع علمی سلامت آمریکای لاتین و کارائیب (Latin American and Caribbean Health Sciences Literature Database)) (ژانویه 1982 تا ژانویه 2010)؛ OpenSIGLE (ژانویه 2010) و UK Clinical Trials Gateway (UKCTG) (ژانویه 2010) به جستوجو پرداختیم. همچنین با محققان کارآزماییهای واردشده در این مرور مکاتبه کردیم تا مشخص شود که از مطالعات دیگری در این زمینه مطلع هستند یا خیر. در جستوجو برای یافتن کارآزماییها، هیچ محدودیتی از نظر زبان نگارش یا تاریخ انتشار اعمال نشد. بانکهای اطلاعاتی الکترونیکی، آخرینبار در 19 ژانویه 2010 جستوجو شدند.
معیارهای انتخاب
کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترلشدهای (randomised controlled trials; RCTs) را وارد این مرور کردیم که در آنها استفاده از MMC حین جراحی ترابکولکتومی با دارونما یا عدم استفاده از هیچ داروی کمکی مقایسه شد.
گردآوری و تجزیهوتحلیل دادهها
دو نویسنده بهطور مستقل از هم کیفیت کارآزماییها را ارزیابی کرده و به استخراج دادهها پرداختند. برای دستیابی به اطلاعات ازدسترفته، با محققان کارآزمایی تماس گرفتیم.
نتایج اصلی
یازده کارآزمایی با مجموع 698 شرکتکننده وارد این مرور شدند. این کارآزماییها سه نوع شرکتکننده را وارد کردند (افراد دارای خطر بالای شکست جراحی، افرادی که ترابکولکتومی همراه با جراحی آب مروارید (کاتاراکت) برای آنها انجام شد، افرادی که پیشاز آن هیچ مداخله جراحی چشمی نداشتند). به نظر میرسد میتومایسین C نسبت خطر (relative risk) شکست ترابکولکتومی را هم در چشمهای دارای خطر بالای شکست جراحی (نسبت خطر (RR): 0.32؛ 95% فاصله اطمینان: 0.20 تا 0.53) و هم در افرادی که برای نخستینبار تحت جراحی قرار میگیرند (نسبت خطر: 0.29؛ 95% فاصله اطمینان: 0.16 تا 0.53) کاهش میدهد. در گروهی که همزمان تحت ترابکولکتومی و جراحی آب مروارید قرار گرفتند، تاثیر معنیداری بر کاهش شکست جراحی مشاهده نشد. در هر سه گروه شرکتکننده، میانگین IOP در مدت 12 ماه، در افرادی که MMC دریافت کردند، در مقایسه با گروه دارونما بهطور قابل توجهی کاهش یافت. افزایش معنیداری در عوارض دائمی تهدیدکننده بینایی مشاهده نشد. بااینحال، هیچیک از کارآزماییها بهاندازه کافی بزرگ یا دارای مدت زمان کافی نبودند که بتوانند خطر طولانیمدت عفونت بلب (bleb) و اندوفتالمیت (endophthalmitis) را، که در مطالعات مشاهدهای گزارش شدند، ارزیابی کنند. شواهدی وجود دارد که نشان میدهد MMC خطر ایجاد آب مروارید را افزایش میدهد.
نتیجهگیریهای نویسندگان
استفاده از MMC حین جراحی، خطر شکست جراحی را در چشمهایی که قبلا تحت جراحی قرار نگرفتند و همچنین در چشمهای دارای خطر بالای شکست جراحی کاهش میدهد. این دارو در مقایسه با دارونما، میانگین IOP را در مدت 12 ماه در تمام گروههای شرکتکننده در این مرور کاهش داد. بهجز افزایش تشکیل آب مروارید پساز مصرف MMC، قدرت مطالعات برای تشخیص هرگونه افزایش دیگر عوارض جانبی جدی مانند اندوفتالمیت کافی نبود.
این متن توسط مرکز کاکرین ایران به فارسی ترجمه شده است.
ین مرور کاکرین در ابتدا به زبان انگلیسی منتشر شد. مسوولیت صحت ترجمه بر عهده تیم ترجمه است که آن را تهیه کرده است. روند ترجمه با دقت انجام شده و از فرآیندهای استاندارد برای تضمین کنترل کیفیت پیروی میکند. با این حال، در صورت عدم تطابق، ترجمههای نادرست یا نامناسب، متن اصلی انگلیسی معتبر است.




