پساز آسیب متوسط یا شدید سر، بیماران از انرژی بیشتری استفاده میکنند زیرا متابولیسم بدن آنها با سرعت بیشتری کار میکند. این امر نیازهای تغذیهای بدن را افزایش میدهد که ممکن است منجر به سوءتغذیه و دیگر عوارض شود.
حتی اگر تغذیه خوراکی امکانپذیر باشد، بیماران اغلب نمیتوانند نیازهای افزایشیافته خود را فقط با تغذیه خوراکی برآورده کنند، بنابراین روشهای دیگری مورد نیاز است. بااینحال، روش و زمانبندی حمایت تغذیهای میتواند متفاوت باشد. برخی را میتوان بلافاصله پساز آسیب سر شروع کرد، اما برخی دیگر را میتوان تا زمانی که سیستم گوارش به حالت عادی برگردد، به تعویق انداخت.
تغذیه رودهای با قرار دادن یک لوله تغذیه از طریق بینی یا دهان، به داخل معده یا روده کوچک انجام میشود. لوله تغذیه، شیر خشک مایع حاوی مواد مغذی مورد نیاز را به نوزاد میرساند. تغذیه کامل وریدی (TPN) جایگزینی برای تغذیه رودهای مرسوم است. تغذیه تزریقی بهمعنای تغذیه فرد از طریق جریان خون (داخل وریدی) است. تغذیه کامل وریدی (TPN) به این معنی است که بیمار فقط از طریق داخل وریدی تغذیه میشود. این روش ممکن است خطرات عوارض عفونی را به همراه داشته باشد.
مشخص نیست که زمانبندی و نحوه تجویز تغذیه تاثیری بر مرگومیر و عوارض بیماران آسیبدیده از ناحیه سر دارد یا خیر. نویسندگان این مرور سیستماتیک، تمام کارآزماییهای با کیفیت بالا را برای تعیین بهترین زمانبندی (زودهنگام یا با تاخیر) و روش (رودهای یا والدینی) حمایت تغذیهای پساز آسیب سر جستوجو کردند.
نویسندگان 11 کارآزمایی واجد شرایط را شناسایی کردند که زمانبندی و مسیر حمایت تغذیهای را در بیماران آسیبدیده از سر بررسی کردند. این کارآزماییها در مجموع شامل 534 بیمار بودند. بااینحال، بسیاری از کارآزماییها نقاط ضعف روششناسی (methodology) داشتند.
نویسندگان دریافتند که تغذیه زودهنگام ممکن است با عفونتهای کمتر و روندی به سمت پیامدهای بهتر از نظر بقا و ناتوانی مرتبط باشد. بااینحال، کارآزماییها کوچک بودند، بنابراین هرگونه بهبودی که شناسایی شد، در مقیاس کوچکی بود. همچنین تمرکز بسیاری از کارآزماییها بر پیامدهای تغذیهای بود، و بسیاری از آنها تاثیر آن را بر مرگومیر و ناتوانی گزارش نکردند. نویسندگان نتوانستند دادههای مربوط به مرگومیر و ناتوانی را برای همه کارآزماییهای واردشده به دست آورند، بنابراین شاید احتمال سوگیری (bias) وجود داشته باشد. انجام کارآزماییها بیشتری در مورد حمایت تغذیهای پساز آسیب سر مورد نیاز است. این کارآزماییها باید مرگومیر و ناتوانی و همچنین پیامدهای تغذیهای را گزارش کنند. آنها باید به اندازه کافی بزرگ باشند تا تاثیرات درمانی مهم بالینی را نیز تشخیص دهند.
مطالعه چکیده کامل
پیشینه
آسیب به سر (head injury) پاسخهای متابولیک بدن و در نتیجه نیازهای تغذیهای را افزایش میدهد. تامین کافی مواد مغذی با بهبود پیامدها مرتبط است. بهترین روش برای تجویز (تزریقی (TPN) یا رودهای (EN)) و بهترین زمان تجویز (برای مثال، زودهنگام در مقابل دیرهنگام) مواد مغذی باید مشخص شوند.
اهداف
کمّیسازی تاثیر استراتژیهای جایگزین ارائه حمایت تغذیهای پساز آسیب سر بر مرگومیر و عوارض.
روشهای جستوجو
کارآزماییها با جستوجوهای رایانهای در پایگاه ثبت تخصصی گروه صدمات در کاکرین، پایگاه مرکزی ثبت کارآزماییهای کنترلشده کاکرین؛ MEDLINE؛ EMBASE، پایگاه ثبت تحقیقات ملی، Web of Science و دیگر پایگاههای ثبت کارآزماییهای الکترونیکی شناسایی شدند. فهرست منابع کارآزماییها و مقالات مروری بررسی شدند. جستوجوها آخرینبار در جولای 2006 بهروز شدند.
معیارهای انتخاب
کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترلشده در مورد زمانبندی یا مسیر حمایت تغذیهای پساز آسیب حاد مغزی ناشی از تروما.
گردآوری و تجزیهوتحلیل دادهها
دو نویسنده بهطور مستقل از هم دادهها را ترکیب کرده و کیفیت کارآزمایی را ارزیابی کردند. اطلاعات مربوط به مرگومیر، ناتوانی و بروز عفونت جمعآوری شدند. اگر کیفیت کارآزمایی نامشخص بود، یا اگر دادههای پیامد قابل بازیابی نبودند، برای کسب اطلاعات بیشتر با انجامدهندگان کارآزمایی تماس گرفته شد.
نتایج اصلی
در مجموع 11 کارآزمایی وارد شدند. هفت کارآزمایی به زمانبندی ارائه حمایت (زودهنگام در مقابل تاخیری) پرداختند، دادههای مربوط به مرگومیر برای هر هفت کارآزمایی (284 شرکتکننده) به دست آمدند. نسبت خطر (relative risk; RR) برای مرگومیر با ارائه حمایت تغذیهای زودهنگام، 0.67 بود (95% CI؛ 0.41 تا 1.07). دادههای مربوط به ناتوانی برای سه کارآزمایی در دسترس بودند. RR برای مرگومیر یا ناتوانی در پایان دوره پیگیری 0.75 گزارش شد (95% CI؛ 0.50 تا 1.11). هفت کارآزمایی، تغذیه وریدی را در مقابل تغذیه رودهای مقایسه کردند. از آنجا که حمایت زودهنگام اغلب شامل تغذیه تزریقی میشود، سه مورد از این کارآزماییها در آنالیزهای قبلی نیز گنجانده میشوند. پنج کارآزمایی (207 شرکتکننده) مرگومیر را گزارش کردند. RR برای مرگومیر در پایان دوره پیگیری 0.66 (95% CI؛ 0.41 تا 1.07) بود. دو کارآزمایی دادههای مربوط به مرگومیر و ناتوانی را ارائه کردند. RR آن برابر با 0.69 (95% CI؛ 0.40 تا 1.19) بود. یک کارآزمایی تغذیه رودهای از طریق معده را راه ژژنوم مقایسه کرد، و هیچ موردی از مرگومیر رخ نداد و RR قابل تخمین نبود.
نتیجهگیریهای نویسندگان
این مرور نشان میدهد که تغذیه زودهنگام ممکن است با روندی به سمت پیامدهای بهتر از نظر بقا (survival) و ناتوانی مرتبط باشد. انجام کارآزماییهای بیشتر مورد نیاز است. این کارآزماییها نهتنها باید پیامدهای تغذیهای، بلکه تاثیر آنها را بر مرگومیر و ناتوانی نیز گزارش کنند.
این متن توسط مرکز کاکرین ایران به فارسی ترجمه شده است.
ین مرور کاکرین در ابتدا به زبان انگلیسی منتشر شد. مسوولیت صحت ترجمه بر عهده تیم ترجمه است که آن را تهیه کرده است. روند ترجمه با دقت انجام شده و از فرآیندهای استاندارد برای تضمین کنترل کیفیت پیروی میکند. با این حال، در صورت عدم تطابق، ترجمههای نادرست یا نامناسب، متن اصلی انگلیسی معتبر است.




