برای کمک به تنفس منظم نوزادان نارس، از درمان با تکان دادن (rocking therapy) و تحریک فیزیکی حمایت شده است و برخی از آنها برای تقلید حرکات داخل رحمی طراحی شدهاند. وقفه تنفسی (آپنه) در نوزادان بسیار نارس شایع است، اما میتواند منجر به کمبود اکسیژن در خون شود، بهطوریکه نوزاد به احیاء و تهویه کمکی نیاز پیدا کند. وقفه تنفسی میتواند بر رشد مغز و عملکرد صحیح سایر اندامها نیز تاثیر بگذارد. تحریک فیزیکی بهعنوان وسیلهای برای بیدار کردن نوزادان نارس شناخته میشود تا خودشان شروع به تنفس کنند. سه مطالعه کنترلشده از حرکات تکان دادن ملایم مختلف (تختهای آبی با نوسان نامنظم، تکان دادن منظم تخت یا یک محرک ضرباندار عمودی) برای کاهش وقوع آپنه در مجموع 49 نوزاد استفاده کردهاند. بااینحال، هیچ کاهش بالینی مفیدی در دورههای آپنه مشاهده نشد، اگرچه فقط تعداد کمی از نوزادان بررسی شدند. یک مطالعه گزارش داد که مکثهای تنفسی کوتاهتر کاهش یافتند، اما تصور نمیشود که از نظر بالینی مهم باشد. گزارشی از آسیب به نوزادان نارس با این مداخلات منتشر نشد.
مطالعه چکیده کامل
بروز آپنه (apnea) عودکننده در نوزادان نارس، بهویژه در سن بارداری بسیار پائین، شایع است. این اپیزودهای وقفه موثر تنفسی میتوانند منجر به هیپوکسمی و برادیکاردی شوند، که ممکن است به اندازهای شدید شوند که نیاز به احیاء، شامل استفاده از تهویه با فشار مثبت یا دیگر درمانها، پیدا کنند. تحریک فیزیکی اغلب برای شروع مجدد تنفس استفاده میشود و این امکان وجود دارد که تحریک حرکتی (kinesthetic stimulation) مکرر برای درمان نوزادان مبتلا به آپنه و پیشگیری از عواقب آن استفاده شود.
اهداف
تعیین تاثیر تحریک حرکتی بر آپنه و برادیکاردی، استفاده از تهویه مکانیکی یا فشار مثبت مداوم راههای هوایی، و اختلال در تکامل سیستم عصبی در نوزادان نارس مبتلا به آپنه.
روشهای جستوجو
از روشهای جستوجوی استاندارد گروه مرور نوزادان در کاکرین استفاده شد. یک جستوجوی بهروز شده در اکتبر 2009 در MEDLINE و PREMEDLINE؛ EMBASE؛ CINAHL و CENTRAL ( کتابخانه کاکرین) انجام شد.
معیارهای انتخاب
تمام کارآزماییهایی که از تخصیص (allocation) تصادفی یا شبه-تصادفی بیمار استفاده کرده و تحریک حرکتی را با دارونما (placebo) یا عدم درمان در نوزادان نارس مبتلا به آپنه ناشی از نارس بودن مقایسه کردند.
گردآوری و تجزیهوتحلیل دادهها
از روشهای استاندارد سازمان همکاری کاکرین (Cochrane Collaboration) و گروه مروری نوزادان در کاکرین استفاده شد. از آنجایی که هر سه کارآزمایی واردشده، کارآزماییهای متقاطع (crossover) بودند، دادهها از تمام دورههای مواجهه استخراج شدند و در صورت لزوم ترکیب شدند.
نتایج اصلی
سه مطالعه متقاطع (Korner 1978؛ Tuck 1982؛ Jirapaet 1993) شناسایی شدند که نوعی از تحریک حرکتی را در مقابل کنترل برای درمان آپنه نوزادان نارس مقایسه کردند. هیچ مطالعهای کاهش بالینی مهم (> 50%) را در آپنه گزارش نکرد. مطالعه Korner 1978 با استفاده از حد آستانه (threshold) پائینتر (> 25%)، آپنه و برادیکاردی کمتری را در نوزادانی که روی تخت نوسانی پرشده با آب (oscillating water bed) قرار گرفتند، گزارش کرد. مطالعه Tuck 1982 کاهش فراوانی آپنه (> 12 ثانیه) مرتبط با برادیکاردی (< 100 ضربه در دقیقه)، آپنه مرتبط با هیپوکسی (TcP0 2 < 50 میلیمتر جیوه) و آپنههای نیازمند تحریک را در نوزادان روی تخت گهوارهای (rocking bed) نشان داد. نویسندگان دادههای فردی بیمار را ارائه ندادند تا مشخص شود که کاهش قابل توجهی در آپنه بالینی وجود داشت یا خیر. از مطالعهای که با استفاده از «محرک ضرباندار عمودی (vertical pulsating stimulus)» توسط Jirapaet 1993 انجام شد، هیچ پیامدی قابل استخراج نبود که با تعریف آپنه مهم از نظر بالینی سازگار باشد. مطالعه Jirapaet 1993 گزارش داد که هیچ نوزادی نیاز به احیاء یا تنفس مصنوعی پیدا نکرد. عوارض جانبی مانند مرگومیر، خونریزی داخل بطنی و اختلال در تکامل سیستم عصبی گزارش نشدند.
نتیجهگیریهای نویسندگان
شواهد کافی برای توصیه به استفاده از تحریک حرکتی بهعنوان درمانی برای آپنه نوزادان نارس که از نظر بالینی قابل توجه باشد، وجود ندارد. مرورهای قبلی نشان دادهاند که تحریک حرکتی در پیشگیری از بروز آپنه نوزادان نارس موثر نیست (Henderson-Smart 2005) و به اندازه تئوفیلین در درمان آپنه نوزادان نارس که از نظر بالینی قابل توجه باشد، اثربخشی ندارد (Osborn 2005).
این متن توسط مرکز کاکرین ایران به فارسی ترجمه شده است.
ین مرور کاکرین در ابتدا به زبان انگلیسی منتشر شد. مسوولیت صحت ترجمه بر عهده تیم ترجمه است که آن را تهیه کرده است. روند ترجمه با دقت انجام شده و از فرآیندهای استاندارد برای تضمین کنترل کیفیت پیروی میکند. با این حال، در صورت عدم تطابق، ترجمههای نادرست یا نامناسب، متن اصلی انگلیسی معتبر است.




