تخمین زده میشود که آرتریت در 5% تا 7% از مبتلایان به پسوریازیس رخ میدهد و میتواند باعث ناتوانی قابل توجهی در برخی از بیماران شود.
هدف، ارزیابی فواید درمان [سولفاسالازین، اورانوفین، اترتینات، اسید فوماریک، IMI gold، آزاتیوپرین، متوتروکسات] برای آرتریت پسوریاتیک و ارزیابی عوارض جانبی آنها بود. متوتروکسات تزریقی و سولفاسالازین در بیشاز نیمی از بیماران مبتلا به آرتریت پسوریاتیک در این مطالعات، فواید قابل توجهی داشت. دادههای کافی برای ارزیابی دیگر درمانها و بررسی سمیّت ناشی از آنها وجود نداشت. برای اثبات اثربخشی آزاتیوپرین، متوتروکسات خوراکی، اترتینات و کلشیسین، انجام کارآزماییهای چندمرکزی بیشتری مورد نیاز است.
مطالعه چکیده کامل
تخمین زده میشود که آرتریت در 5% تا 7% از مبتلایان به پسوریازیس رخ میدهد. تعداد نسبتا کمی از کارآزماییهای بالینی در مورد درمان آرتریت پسوریاتیک در دسترس بوده و ارائه دادهها در این کارآزماییها بههیچوجه یکنواخت نیست و مقایسه را دشوار میکند.
اهداف
ارزیابی تاثیرات درمان آرتریت پسوریاتیک با سولفاسالازین، اورانوفین، اترتینات، فوماریک اسید، IMI gold، آزاتیوپرین، افامول مارین و متوتروکسات.
روشهای جستوجو
ما MEDLINE را تا فوریه 2000 و Excerpta Medica (جون 1974-1995) را جستوجو کردیم. واژههای جستوجو شامل پسوریازیس، آرتریت، درمان و/یا کارآزمایی کنترلشده بودند. این امر با جستوجوی دستی در کتابشناختی (bibliography) مرورهای منتشرشده قبلی، مجموعه مقالات کنفرانسها، تماس با شرکتهای دارویی و مراجعه به پایگاه ثبت کارآزماییهای بالینی کاکرین تکمیل شد. همه زبانها در جستوجوی اولیه گنجانده شدند.
معیارهای انتخاب
تمام کارآزماییهای تصادفیسازیشده که سولفاسالازین، اورانوفین، اترتینات، فوماریک اسید، IMI gold، آزاتیوپرین و متوتروکسات را در درمان آرتریت پسوریاتیک مقایسه کردند.
پساز یک پروتکل قبلی منتشرشده، معیارهای اصلی پیامد شامل متغیرهای ترکیبی جداگانهای بودند که از معیارهای پیامد در کارآزماییهای بالینی روماتولوژی (OMERACT) مشتق شدند. این موارد شامل واکنشدهندههای فاز حاد، ناتوانی، درد، ارزیابی کلی بیمار، ارزیابی کلی پزشک، تعداد مفاصل متورم، تعداد مفاصل دردناک و تغییرات رادیوگرافی مفاصل در هر کارآزمایی یک ساله یا بیشتر [Tugwell 1993] و تغییر در شاخص بیماری (disease index; DI) تجمعی میشود.
فقط کارآزماییهای انگلیسیزبان در این مرور وارد شدند.
گردآوری و تجزیهوتحلیل دادهها
دادهها توسط دو نفر از نویسندگان (MC؛ GJ) بهطور مستقل از هم از گزارشهای منتشرشده به دست آمدند. یک ارزیابی کیفی مستقل و کورسازیشده نیز انجام شد.
نتایج اصلی
بیست کارآزمایی تصادفیسازیشده شناسایی شدند که سیزده مورد از آنها در آنالیز کمّی (quantitative) با دادههای 1022 شرکتکننده وارد شدند. اگرچه همه داروها بهتر از دارونما (placebo) بودند، متوتروکسات تزریقی با دوز بالا (وارد نشد)، سولفاسالازین، آزاتیوپرین و اترتینات عواملی بودند که در شاخص کلی فعالیت بیماری به اهمیت آماری دست یافتند (اگرچه باید توجه داشت که فقط یک متغیر ترکیبی برای آزاتیوپرین و فقط یک کارآزمایی برای اترتینات در دسترس بودند که نشان میدهد در تفسیر این نتایج باید احتیاط کرد). آنالیز پاسخ به درمان در نشانگرهای فعالیت بیماری بهصورت جداگانه متغیرتر بود و تفاوتهای قابل توجهی میان داروهای مختلف و پاسخهای درمانی وجود داشت. در تمام کارآزماییها، گروه دارونما نسبت به ابتدای مطالعه بهبود یافتند (پیشرفت تجمعی: 0.39 واحد DI؛ 95% CI؛ 0.26 تا 0.54). دادههای کافی برای بررسی سمیّت ناشی از داروها وجود نداشتند.
نتیجهگیریهای نویسندگان
متوتروکسات تزریقی با دوز بالا و سولفاسالازین، تنها دو دارویی هستند که اثربخشی آنها در آرتریت پسوریاتیک به خوبی اثبات شده و منتشر شده است. بزرگی مشاهدهشده از تاثیر درمان با آزاتیوپرین، اترتینات، متوتروکسات خوراکی با دوز پائین و شاید کلشیسین نشان میدهد که آنها ممکن است موثر باشند، اما برای اثبات اثربخشی آنها، انجام کارآزماییهای بالینی چندمرکزی بیشتری مورد نیاز است. علاوهبر این، بزرگی میزان بهبودی مشاهدهشده در گروه دارونما قویا نشان میدهد که نباید از کارآزماییهای کنترلنشده برای هدایت تصمیمات مدیریتی در این شرایط استفاده شود.
این متن توسط مرکز کاکرین ایران به فارسی ترجمه شده است.
ین مرور کاکرین در ابتدا به زبان انگلیسی منتشر شد. مسوولیت صحت ترجمه بر عهده تیم ترجمه است که آن را تهیه کرده است. روند ترجمه با دقت انجام شده و از فرآیندهای استاندارد برای تضمین کنترل کیفیت پیروی میکند. با این حال، در صورت عدم تطابق، ترجمههای نادرست یا نامناسب، متن اصلی انگلیسی معتبر است.




