درمان‌های روان‌شناختی برای بزرگسالان مبتلا به درد نگران‌کننده طولانی‌مدت و ناتوانی

بسیاری از افراد دردی دارند که برای مدت طولانی طول می‌کشد، دردی که با دارو، جراحی یا درمان فیزیکی، برطرف نمی‌شود و تسکین نمی‌یابد. جست‌وجو برای تشخیص و تسکین درد، اغلب طولانی، دلسرد کننده و حتی آسیب‌رسان است. برای برخی افراد، درد منجر به ناتوانی، افسردگی، اضطراب و انزوای اجتماعی می‌شود. همچنین، این موضوع باعث می‌شود فرد احساس کند درد، به عنوان یک فاجعه غیر‌قابل‌کنترل و نابود‌کننده، قسمت عمده یا همه زندگی وی را نابود کرده است. این تغییرات عمده زندگی، اجتناب‌ناپذیر بوده و تصور می‌شود علیرغم تداوم درد، ‌با استفاده از درمان با هدف کاهش ناتوانی و پریشانی، حداقل تا حدی برگشت‌پذیر باشد. درمان بر مبنای اصول قدرتمند روان‌شناختی است که بیش از 40 سال از استفاده بالینی از آن می‌گذرد.

جست‌وجوی ما 42 کارآزمایی را پیدا کرد که معیار‌های ما را برآورده می‌کردند، اما فقط 35 مورد از آنها داده‌ها را به فرمی ارایه کرده بودند که قابل استفاده بود. دو نوع اصلی از درمان روان‌شناختی، درمان شناختی-رفتاری (cognitive behavioural therapy; CBT) و رفتار‌درمانی بودند. هر دو درمان متمرکز بر کمک به افراد برای تغییر رفتار نگهدارنده یا بدتر‌کننده درد، ناتوانی، پریشانی و تفکر مصیبت‌بار هستند؛ CBT همچنین به طور مستقیم، افکار و احساساتی را هدف می‌گیرد که برای افراد مبتلا به درد مداوم مشکل‌ساز هستند. اثرات این دو درمان بر درد، ناتوانی، خلق‌وخو و تفکر مصیبت‌بار، بلافاصله پس از درمان و شش ماه بعد، مورد آزمایش قرار گرفتند.

مزایای کوچک تا متوسط، که در کارآزمایی‌های مقایسه کننده CBT با عدم درمان نشان داده شده بود، بیشتر در مورد ناتوانی، خلق‌وخو و تفکر مصیبت‌بار بود تا در مورد درد. برخی از این‌ مزایا تا شش ماه بعد هم مثبت باقی می‌ماندند. رفتار‌درمانی مزیت اندک و کوتاه‌مدتی را نشان داد. درمان‌های روان‌شناختی می‌توانند به افراد مبتلا به درد مزمن، در کاهش خلق‌وخوی منفی (افسردگی و اضطراب)، ناتوانی، تفکر مصیبت‌بار و در برخی موارد، درد کمک کنند. اگر‌چه تاثیر کلی، مثبت است، ما در مورد اینکه دقیقا کدام نوع درمان، برای کدام فرد بهتر است، به اندازه کافی اطلاعات نداریم.

نتیجه‌گیری نویسندگان: 

مزایای CBT تقریبا تماما از مقایسه‌ها با درمان معمول/لیست انتظار، و نه با کنترل‌های فعال، به دست آمده‌اند. CBT و نه رفتار‌درمانی، اثرات ضعیفی بر بهبود درد، اما فقط بلافاصله پس از درمان و در مقایسه با درمان معمول/لیست انتظار نشان داد. CBT و نه رفتار‌درمانی، اثرات ضعیفی بر ناتوانی مرتبط با درد مزمن داشت، که مقداری از آن تا شش ماه ماندگار بوده است. CBT در تغییر خلق‌وخو و فاجعه‌انگاری پیامدها، در مقایسه با درمان معمول/لیست انتظار، موثر بود. برخی شواهد نشان داده‌اند که این تاثیر تا شش ماه ماندگار بوده است. رفتار درمانی هیچ تاثیری بر خلق‌وخو نداشت اما بر فاجعه‌انگاری بلافاصله پس از درمان اثراتی را نشان داد. CBT رویکردی مفید برای مدیریت درد مزمن است. نیاز به RCTهای کلی بیشتری برای گزارش گروه‌ها وجود ندارد: در عوض، نیاز به انواع مختلف مطالعات و تجزیه‌و‌تحلیل‌ها داریم تا بدانیم که کدامیک از اجزای CBT برای کدام نوع از بیماران بر پیامد/ها موثر است و سعی کنیم درک کنیم که چرا.

خلاصه کامل را بخوانید...
پیشینه: 

درمان‌های روان‌شناختی، برای درمان درد، پریشانی و ناتوانی طراحی می‌شوند و استفاده از آنها در بالین شایع است. این مرور، نسخه 2009 این مرور سیستماتیک را به‌روزرسانی و گسترده می‌کند.

اهداف: 

ارزیابی اثر‌بخشی درمان‌های روان‌شناختی در درد‌های مزمن (به استثنای سردرد) در بزرگسالان، در مقایسه با درمان معمول، کنترل لیست انتظار، یا کنترل دارونما (placebo)، برای درد، ناتوانی، خلق‌وخو و تفکر مصیبت‌بار.

راهبرد جست‌وجو: 

ما کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) را در مورد درمان روان‌شناختی با جست‌وجو در CENTRAL؛ MEDLINE؛ EMBASE؛ و Psychlit از ابتدای آغاز به کار هر یک از خدمات خلاصه‌سازی (abstracting) تا سپتامبر2011 شناسایی کردیم. ما مطالعات بیشتر را با بررسی فهرست منابع مطالعات بازیابی شده و از بحث با محققان به دست آوردیم.

معیارهای انتخاب: 

RCT‌های منتشر‌شده کامل، به مقایسه درمان‌های روان‌شناختی، با درمان فعال، لیست انتظار یا درمان معمول پرداخته بودند. ما مطالعاتی را که منظور از درد در آنها، سردرد بود، یا با یک بیماری بدخیم همراه بود، از مرور خارج کردیم. ما همچنین مطالعاتی را که تعداد بیماران در هر بازوی درمان کمتر از 20 بود، از مرور خارج کردیم.

جمع‌آوری داده و تجزیه و تحلیل: 

42 مطالعه معیار‌های ورود ما را داشتند و 32 مطالعه (با 4788 شرکت‏‌کننده) داده‌ها را فراهم کردند. دو نویسنده تمام مطالعات را دسته‌بندی کردند. ما خطر سوگیری (bias) را همانند کیفیت درمان‌ها و روش‌ها، با استفاده از یک مقیاس طراحی شده برای هدف، کدگذاری کردیم. ما دو کلاس اصلی درمان (درمان شناختی-رفتاری (cognitive behavioural therapy; CBT) و رفتار‌درمانی) را با دو حالت کنترل (درمان معمول، کنترل فعال) در دو نقطه ارزیابی (بلافاصله پس از درمان و شش ماه یا بیشتر بعد از درمان)، با فراهم کردن هشت مقایسه، مقایسه کردیم. برای هر مقایسه، ما اثر‌بخشی درمان را در چهار پیامد ارزیابی کردیم: درد، ناتوانی، خلق‌وخو و تفکر مصیبت‌بار. در مجموع 32 تجزیه‌و‌تحلیل امکان‌پذیر بود، که داده‌های 25 مورد، وجود داشت.

نتایج اصلی: 

به‌طور کلی، شواهدی برای رفتار‌درمانی وجود نداشت، به جز بهبود جزئی در خلق‌وخو، بلافاصله پس از درمان، در مقایسه با کنترل فعال. CBT در مقایسه با کنترل‌های فعال، اثرات مثبت ناچیزی بر ناتوانی و فاجعه‌انگاری، اما نه بر درد یا خلق‌وخو، داشت. CBT اثرات کوچک تا متوسطی بر درد، ناتوانی، خلق‌وخو و فاجعه‌انگاری بلافاصله پس از درمان، در مقایسه با درمان معمول/لیست انتظار داشت، اما همه این اثرات به‌جز تاثیر کوچکی بر خلق‌وخو، در پیگیری ناپدید شدند. در حال حاضر، اطلاعات کافی در مورد کیفیت یا محتوای درمان، برای بررسی تاثیر آنها بر پیامد، وجود ندارد. کیفیت طراحی کارآزمایی‌ها، در طول زمان بهبود یافته بود، اما کیفیت درمان‌ها بهتر نشده بود.

یادداشت‌های ترجمه: 

این متن توسط مرکز کاکرین ایران به فارسی ترجمه شده است.

Tools
Information
Share/Save